پیام خطا

  • Notice: Undefined offset: 8 in user_node_load()‎ (line ۳۶۹۷ of ‎/home/revayat/public_html/modules/user/user.module).
  • Notice: Trying to get property of non-object in user_node_load()‎ (line ۳۶۹۷ of ‎/home/revayat/public_html/modules/user/user.module).
  • Notice: Undefined offset: 8 in user_node_load()‎ (line ۳۶۹۸ of ‎/home/revayat/public_html/modules/user/user.module).
  • Notice: Trying to get property of non-object in user_node_load()‎ (line ۳۶۹۸ of ‎/home/revayat/public_html/modules/user/user.module).
  • Notice: Undefined offset: 8 in user_node_load()‎ (line ۳۶۹۹ of ‎/home/revayat/public_html/modules/user/user.module).
  • Notice: Trying to get property of non-object in user_node_load()‎ (line ۳۶۹۹ of ‎/home/revayat/public_html/modules/user/user.module).

دئو درام در منطقه جنگی

نقد نمایشنامه "دلیل ماریا" نوشته: مرتضی هواسی

دئو درام در منطقه جنگی

علی جمشیدی:معمول این است كه چرایی بروز هر جنگ و حمله ای وابسته به زمینه های قبلی و نشأت گرفته از سلسله ای وقایع علی و معلولی است كه در یك روند دوسویه و دو قطبی فرآیندی را ترسیم می كند كه برآیند نهایی آن به رویدادی محتوم به نام جنگ ختم می شود. در این صورت نیروهای مخالف و معاند به نام جنگ ختم می شود. در این صورت نیروهای مخالف و معاند كه عملاً راهی برای سازش فرا پیش خود نمی بینند و دامنه تعارضات آنها به منتهای شدت رسیده، چاره ای نمی یابند جز اینكه تمایلات و خواسته های خود را با تفوق و برتری بر دیگری و سركوب آن احراز نمایند. تاریخ جنگها نشان داده است كه این سیر همیشه روندی دوسویه نداشته و در موارد بسیار حمله ای یكسویه و یك جانبه بوده است. چرایی پدید آمدن این دسته از جنگها امری است نهفته در سیاست و كردار نیروی مهاجم و می بایست آن را در اهداف و نیات آنها جستجو كرد. كشور ایران در ادوار مختلف تاریخی به سبب ارزش های نادر ژئوپلتیكی بارها با تهاجم نیروهای خارجی و حمله بیگانگان مقابل، و ناچار به مقابله شده است. و چه جای عجب كه در آخرینه این تهاجمات با نظام جنگ اندیش رژیم بعث عراق و میلیتاریسم شخص صدا حسین مواجه شده باشد.مبارزه، ایستادگی و پایداری هشت ساله ملت ایران در برابر متجاوزان بعث، سبب پیدایی و پدیداری فرهنگی خاص با سویه های ارزشی شد كه زمینه های وجودی خود را در ظل مبانی اعتقاد اسلامی دولت و ملت ایران به دست آورد. فرهنگی خاص با دایره واژگانی ویژه كه تأویل آنها نوع نگاه ایران را به این آورد مشخص و برجسته می كند. واژگانی نظیر شهید، جانباز، آزاده، حق و باطل، تجاوز، دفاع مقدس و...نمایشنامه "دلیل ماریا" با تكیه و تأكید بر دو مقوله "تجاوز" و "دفاع" در صدد آن است كه از این دو منظر به جنگ ایران وعراق پرداخته و از این ره آورد بر اثبات حقانیت ایران در نبرد هشت ساله صحه گذارد.چارچوب داستانی اثر ساده و خط سیر وقایع محتوم و گریز ناپذیرند. چه اینكه نویسنده با طرح موقعیت و در ادامه آن برای به ثمر نشاندن مفهومی كه قصد القای آن را دارد، چاره ای جز مرگ كاراكترهای خود تدارك نمی بیند. در واقع تنها مرگ آنهاست كه می تواند ادله ای در اثبات حقانیت و مظلومیت آنها باشد و كاركردی قیاسی نشان حقانیت ایران و ظلمی كه در این جنگ بر او رفته است. وگرنه نویسنده می توانست به طرزی معجزه آسا كاراكترهای خود را از مهلكه برهاند.همانطور كه اشاره شد هدف نمایشنامه نویس از نگارش این متن پرداختن به مفاهیم "تجاوز" و "دفاع" و در نهایت رسیدن به یك نتیجه گیری مطلوب در این زمینه است. این مواضع را می توان در ژرف ساخت داستان و در لوای وقایعی كه نویسنده به سان پیشینه برای كاراكترها در نظر گرفته، تفسیر و بررسی نمود. به عبارت دیگر هر كدام از كاراكترها درگیر موضوعاتی در گذشته خود هستند كه نویسنده از ره آورد تقابل آنها مسائل مورد نظر خود را طرح و (با فینالی كه برای متن تدارك دیده، به نتیجه گیری دلخواه می رسد. حادثه زندگی "رحمان" به مثابه نمادی از "تجاوز" و ماجرای زندگی "مهرداد" در پیوند دختری مسیحی به نام ماریا بستری برای رسیدن به مسئله "دفاع". این موضوع خود محملی می شود كه از شتافتن جوانان به سوی جبهه، سینه سپر كردن آنها در برابر دشمن و حراست از حیثیت و ناموس و آب و خاك، مبحث ارزشی بودن دفاع و چرایی تقدیس آن طرح و عنوان شود.موقعیتی كه كاراكترها در آن محصورند و وضعی كه نویسنده برای آنها وضع كرده، به شدت تكان دهنده و بحرانی است و سیم در عصب مخاطب می كند. یاران همه شهید. بازماندگان فقط دو تن. یكی با دو چشم در خون نشسته با سر و كمری میزبان تركش، دیگری با تنی آبكش! نیروهای دشمن با تانك ها و توپ ها و گلوله ها به سوی آنها در حركت و لاشخورهای تیز چنگال به پرسه در اطراف؛ تا مرگ برای آنها تدارك سور ببیند. نه پایی برای پا به راه شدن و نه راهی برای راهی شدن. تصویری كه توصیف صحنه به دست می دهد بر پایان یافتن درگیری وحشتناكی دلالتی دارد.جعبه های خالی مهمات و انبوه پوكه های فشنگ و پرچم های افراشته یا سرنگون درگوشه و كنار از یك سو، و از سوی دیگر جنازه ها و كیسه های شنی به هم ریخته از انهدام سنگرها و جان پناه ها در بحبوحه نبردی خونین خبر می دهند. متن به سبك معمول و متداول نمایش های تك پرده ای با حركت و تصویر نمایشی شروع می شود و شخصیتها تا آنجا كه گستره این نمایش ها اجازه بسط و تفسیر آنها را می دهد به ما شناسانده می شوند. یكی از شیوه های معرفی كاراكتر به مخاطب از به واسطه انعكاس عكس العمل های آنها ممكن می شود. این عكس العمل ها خود به دو صورت "عاطفی" و "منطقی" دسته بندی شده اند. در شرایط و بحبوحه ای كه كاراكترهای دلیل ماریا در آن گرفتارند كمتر شاهد رفتارهای منطقی از سوی آنان هستیم. و گرنه منطق حكم می كرد به جای آنكه كشتن همدیگر به دست خود را بر اسارت در دستان دشمن ترجیح دهند یا بر سر فشنگی آن همه مجادله كنند همان فعلی را به انجام برسانند كه در پایان نمایش به آن دست می زنند. بروز فعلی منطقی از این دست می توانست به ختم زود هنگام كنش بیانجامد و دست نویسنده را پیش از طرح نظر اصلی و رسیدن به تفسیر غایی ببندد و رداع و مانعی باشد در جهت حصول به پایانی شورانگیز و واجد معنا. از سوی دیگر تا بدین جای متن بن مایه تجاوز دشمن به خاك در شمایلی استعاری و به واسطه برون ریزی رحمان و واگفت حادثه یا به عبارت بهتر فاجعه ای كه پیشتر در زندگی او اتفاق افتاده، بازتاب داده می شود. بروز زود هنگام فعلی كه در بالا حدیث آن رفت، سبب می شد كه متن جهت عكس آرمان گرایی نویسنده را پیموده و با ایده آل او جور در نیاید و از طرفی همین مقدار كیفیت و شأنیتی كه متن برای خود دست و پا كرده، از كف می رفت. در عوض سویه های منطقی رفتار متن آكنده از عكس العمل های عاطفی كاراكترهاست و شاید بهتر باشد كه با یك تشفی خاطر آن را در جهت مفهوم غایی متن تفسیر كنیم و آن را دال بر غربت و مظلومیت در شرایط حصر و تنگنا تلقی كنیم. علیرغم این لحظات تلخ باید خاطر نشان كرد كه نویسنده به وفور از عنصر طنز در آرایش زبان و گفتار كاراكترها استفاده می كند. شیرینی شوخ ناك كلام و طنز نهفته در آن وضعیتی پارادوكسیكال را به نمایش می گذارد و بیش از هر چیز بیانگر تلخی موقعیت و در خدمت شدت بخشیدن به آن است. البته گاهی نیز كلام مبتنی بر كلیشه های رایج نوشتارهای نمایشی صحنه ای و تلویزیونی مربوط به جنگ در دهه های پیشین تقریر شده است. آفتی كه در این دسته از نوشتارها حضوری بارز دارد و متأسفانه همچون یك اپیدمی، شیوع ناگواری در بین نمایشنامه نویسان این حوزه داشته است، استفاده افراطی و یكسویه از خرده فرهنگ های كلامی رزمندگان در جبهه ها برای پرداخت گفتار شخصیت های نمایشی است. این آفت سبب شده به جای شخصیت های حقیقی با طیفی از كاراكترهای تیپیكال با وجوه غیر واقعی روبرو شویم. در گفتار كاراكترهای نمایشنامه دلیل ماریا و به خصوص در كلام مهرداد، این نوع نگرش دامن گیر شخصیت ها می شود اما خوشبختانه پیش از آنكه عامل فوق متن را زمین گیر كند، نویسنده رویه خود را تغییر می دهد و تا حدودی مسئله را تعدیل می كند. در كل مرتضی هواسی به مسائلی می پردازد كه در حكم اجزاء استعاری به مفاهیمی كلی در شاكله جنگ اشاره دارند.