پیام خطا

  • Notice: Undefined offset: 8 in user_node_load()‎ (line ۳۶۹۷ of ‎/home/revayat/public_html/modules/user/user.module).
  • Notice: Trying to get property of non-object in user_node_load()‎ (line ۳۶۹۷ of ‎/home/revayat/public_html/modules/user/user.module).
  • Notice: Undefined offset: 8 in user_node_load()‎ (line ۳۶۹۸ of ‎/home/revayat/public_html/modules/user/user.module).
  • Notice: Trying to get property of non-object in user_node_load()‎ (line ۳۶۹۸ of ‎/home/revayat/public_html/modules/user/user.module).
  • Notice: Undefined offset: 8 in user_node_load()‎ (line ۳۶۹۹ of ‎/home/revayat/public_html/modules/user/user.module).
  • Notice: Trying to get property of non-object in user_node_load()‎ (line ۳۶۹۹ of ‎/home/revayat/public_html/modules/user/user.module).

آینه دل آدمهای جنگ

نگاهی به نمایش"اشک و آتش" ،نویسنده و کارگردان"سعید بهروزی"،در جشنواره فتح خرمشهر

آینه دل آدمهای جنگ

مهدی نصیری :آخرین نمایشی که در دوازدهمین جشنواره تئاتر مقاومت به روی صحنه رفت «اشک و آتش» بود که با توجه به نحوه حضور تماشاگران در سالن می توان گفت به طور نسبی توانست برخی را مجذوب خود کند و عده ای از تماشاگران را هم با خود در گیر نکرد.نمایش سعید بهروزی صرفنظر از همه قوت ها و ضعف ها یک ویژگی مهم داشت که از جهاتی توانسته بود به نتیجه برسد و از برخی جهات ناقص مانده بود. این ویژگی را باید در داستان بومی و محلی و بسترهای اجتماعی و جغرافیایی اثر مورد بررسی قرار داد. در واقع نمایش به واسطه بسترهای موضوعی خاص داستانش تنها متعلق به یک فضا و مکان و دوران مشخص تعریف می شود، اما مفاهیم و حوزه های محتوایی وژرف ساختی را در محدوده وسیع تر انسانی مورد تاکید قرار می دهد و در معرض انتقاد می گذارد. بنابراین محل تولد اثر محدود به گستره ای شناختی شده و منحصر به فرد (جامعه سنتی جنوب) است که در باز خورد با رویدادهای محتوایی مفهومی گسترده و همه گیر پیدا می کند.سعید بهروزی برای رسیدن به این مسیر روشن داستان را از رابطه میان افراد و غلبه و تاثیر جدی سنت های اخلاقی شروع می کند. بدین ترتیب علاوه بر آنکه داستان شکل پیدا کرده، شخصیت ها نیز به واسطه حضورشان در این فضای تعریف شده هویت پیدا می کنند و شناسانده می شوند. داستان درباره عشق دختر عمو و پسر عمویی است که قوانین و محدودیتهای جامعه سنتی آنها را از هم جدا می کند. برادر پسر در جنگ به شهادت رسیده و حالا او ناچار است که با همسر برادرش ازدواج کند و همه اینها در شرایطی اتفاق می افتد که جامعه سنتی داستان با رویداد جدی دیگر – جنگ تحمیلی – نیز مواجه است. در واقع جنگ و اتفاقات آن در کنار همین داستان عاشقانه شرایطی را به وجود می آورند تا شخصیت ها در مواجهه و باز خورد با دشواری هایی قرار گیرند که تجربه آنها را نسبت به زندگی و روابط شان تحت تاثیر قرار بدهد. تاثیر همین اتفاقات هم هست که بعدها عمو را پشت سر برادر زاده قرار می دهد و وادار به اعتراف و پشیمانی می کند.بنابراین در حرکت متن «اشک و آتش» به خوبی توانسته هدفمندی و ترتیبی متکی بر علت و معلول ها را ایجاد کند و به نتیجه گیری ای منطقی و باور پذیر و در عین حال متکی بر حقیقت موضوع دست یابد.اما نمایش در حوزه اجرا ضعف هایی دارد که ممکن است باعث فاصله گرفتن تماشاگر از موضوع بشود. قطع ارتباط برخی مخاطبان و خروج آنها از سالن هم نتیجه همین برداشت از ساختار اجرا است.شاید بخشی از این کاستی را بتوان در شکل روایت و تقطیع صحنه ها همراه با حرکت گروهی فرم مورد اشاره قرار داد. تئاتر امروز، حالا سالهاست که از گروه فرم و حرکت گروهی در صحنه فاصله گرفته و کمتر علاقه ای به انتزاع حرکت در صحنه نشان می دهد. اما با این وجود هنوز هم علاقه زیادی به این شیوه از اجرا در بسیاری از نمایشهایی که به معنا و مفهوم شرقی گرایش دارند، به ویژه در شهرستانها دیده می شود.ای کاش نمایش سعید بهروزی که همه مناسبات و روابط داستانی اش در بستری واقعی و نزدیک به واقعیت اجتماعی جریان داشت، به جای گرایش به فرم حرکت گروهی، مولفه دیگری را در میان فاصله های رویدادهایش قرار می داد. اما قرار گرفتن حرکت فرم برای فاصله ایجاد کردن و نمایش احساسات یا خواست ها و فضاهای درونی نه تنها این فاصله ها را پر نمی کند، بلکه با قطع ارتباط مخاطب و اجرا فاصله را عمیق تر هم می نماید.حتی می توان ادعا کرد که صحنه نمایش هم در همراهی با همین انتزاع آرایش داده شده است.استفاده از آیینه ها و اختلاف سطوح، لباسهای یکدست، خالی بودن صحنه و... همگی مولفه هایی هستند. که در طراحی صحنه و لباس بین واقعیت یا امر ملموس و محسوس با ادراک تماشاگر فاصله ایجاد می کنند. به ویژه آنکه «اشک و آتش» به واسطه ظرفیت های بومی و تاکید بر جامعه رویداد روایت مسلما نیاز مند مشخصه ها و کدهایی است که صحنه را به محمل های اصلی موضوع نزدیک کنند.صحنه نمایش بهروز نه تنها این کدها و نشانه ها را با خود به همراه ندارد بلکه به طور مشخص درپی گریز از فضا سازی مرتبط با رویکرد غالب (رویداد اجتماعی و بومی داستان) است و حتا فضاهایی – انتزاعی و فرمیک را ترجیح می دهد.گذشته از اینها، باید اعتراف کرد که برخی ضعفهای اجرا و کارگردانی به طور مشخص با بازی خوب بازیگران اهوازی پوشش داده می شوند. بازیگران «اشک و آتش» با تسلط و احاطه خوبی که بر ابزارهای بازی دارند و در نتیجه شناخت مناسب و مطلوب نقشها، بازی خوب و قابل قبولی را ارائه می کنند و هر چند هماهنگی ، تسلط و حضور بدون اضطراب آنها بر روی صحنه در ارتباط با وظایف کارگردان هم تعریف می شود، اما با این وجود نمی توان زحمات آنها و به ویژه حشت الله قاسمی و بدرالسادات برنجانی را در میان گروه بازیگران نادیده گرفت.«اشک و آتش» نمایش خوبی دارد، اما در حوزه اجرا می تواند بهتر از این هم باشد. شاید اگر زمان نمایش با حذف حرکت گروهی فرم کمی فشرده شود و صحنه با آرایش مطلوبتر و هماهنگ تری بتواند وجوه دیداری اجرا را فشرده تر کند، اجرای نمایش نیز در راستای قوتهای متن قرار بگیرد.