پیام خطا

  • Notice: Undefined offset: 8 in user_node_load()‎ (line ۳۶۹۷ of ‎/home/revayat/public_html/modules/user/user.module).
  • Notice: Trying to get property of non-object in user_node_load()‎ (line ۳۶۹۷ of ‎/home/revayat/public_html/modules/user/user.module).
  • Notice: Undefined offset: 8 in user_node_load()‎ (line ۳۶۹۸ of ‎/home/revayat/public_html/modules/user/user.module).
  • Notice: Trying to get property of non-object in user_node_load()‎ (line ۳۶۹۸ of ‎/home/revayat/public_html/modules/user/user.module).
  • Notice: Undefined offset: 8 in user_node_load()‎ (line ۳۶۹۹ of ‎/home/revayat/public_html/modules/user/user.module).
  • Notice: Trying to get property of non-object in user_node_load()‎ (line ۳۶۹۹ of ‎/home/revayat/public_html/modules/user/user.module).

عشق در مرکز توجه همه رویدادها

نگاهی به نمایش "عشق لرزه" ،نوشته:اریک امانوئل اشمیت، کارگردان:سهراب سلیمی

عشق در مرکز توجه همه رویدادها

علیرضا اسدی:سهراب سلیمی پس از اجرای "مهمانسرای دو دنیا" که سال گذشته مورد استقبال چندان مطلوبی قرار نگرفت، حالا نمایش دیگری از امانوئل اشمیت را در تالار چهارسوی تئاتر شهر در حال اجرا دارد که خوشبختانه در نخستین روزهای به روی صحنه رفتن آن تعداد بسیار زیادی از مخاطبان را مجذوب خود ساخته است.نمایش "عشق لرزه" ، داستانی دارد که موضوع عشق در مرکز توجه همه رویدادهای آن قرار گرفته و بطور مستقیم تاثیرات احساس درونی آدمهای قصه اش،درباره نوع عشق ورزیدن و دوست داشتن را در معرض چالش قرار می دهد.نمایش با فرضیه ای دوباره "زوال یافتن نیروی عشق" در میان ریچارد و دیان آغاز می شود. این دو شخصیت بعد از مدتها آشنایی احساس می کنند که دوست داشتن طرف مقابل آنهاکاهش پیدا کرده و هر یک با روش خودشان به قضاوت و مواجهه با طرف مقابل می پردازند.همین مبارزه غیر انسانی و دور از احساساتی واقعی شخصیت ها زمینه ورود شخص سومی (الینا) را به داستان فراهم می کند. گذشته و امروز الینا که به اصرار دیان و برای انتقام گرفتن از ریچارد وارد داستان می شود چالشی تازه را در مثلث عاشقانه و رقابت های خصوصی میان آدمها به وجود می آورد که از تقابل زمینه های آن احساسات و خواست های درونی به لرزه در می آیند.عشق موضوعی قالب بر همه مناسبات ساختار و محتوای "عشق لرزه" است که یکبار بر اثر زلزله ای درونی به زوال کشیده می شود و مجددا از دل فقر و فساد و تنفر در قالبی دیگر ظهور پیدا می کند ومتولد می شود.نکته مهم در مورد داستان نمایش امانوئل اشمیت هم همین است. اشمیت در "عشق لرزه" ثابت می کند که مهم نیست عشق در میان چه زمینه ها و مختصات بیرونی تولد پیدا کند، مهم این است که حاصل تناسب و نظم درونی احساسات فرد باشد. عشق نامتعادل در داستان نمایش، نتیجه عدم تناسب میان همه احساسات انسان معرفی می شود و عشق متعادل آن است که در نتیجه خواست و نیاز درونی و تمرکز و نظم احساسات به وجود آمده باشد.به همین دلیل است که تمایلات به ظاهر عاشقانه و بیمارگونه دیان در مقابل ریچارد راه به جایی نمی برد و در عوض عشق الینا از میان تنفر و فقر و فساد بیرونی زاییده می شود و خلوص پیدا می کند و بالاخره به دل هم می نشیند.در واقع سهراب سلیمی در دایره اتفاقات اجرایش این موضوع نمایشنامه را به خوبی بر اساس خواسته ها، بدی ها و خوبی های انسان مورد نظرش مطرح می کند و به خوبی هم می تواند حاصل همنشینی این مشخصه های درونی را به صورت یک کلیت واحد با موضوعی انسانی و شرافتمندانه به نمایش و اجرا بگذارد.تعریف از عشق در نمایشنامه و نمایش سلیمی اشکال و نمونه های متفاوتی دارد، اما تجربه های متفاوتی از آن به صورت همزمان و در قالب رفتارهای اشخاصی چون الینا، دیان، پومره، ردیکاو ریچارد مورد پرداخت قرار می گیرند. عشق در "عشق لرزه" به همان اندازه ای در مورد پومره مهم است که در مورد الینا یا دیان دیده می شود. تنها نقطه تفاوت میان همه این عشق ها و رفتارهای عاشقانه در این است که شخصیت ها در شرایط تقریبا مشابه رفتارها و واکنشهای متفاوتی در مقابل آن از خود نشان می دهند. همچنان که رفتار ریچارد با دیان، رفتار دیان با الینا و رفتار پومره با ... در مورد عشق کاملا متفاوت است.چنانکه در مورد دیان و پومر عشق چیزی جز رنج و عذاب نیست و در مورد الینا مفری است برای فرار از رنج ها و دشواری های زندگی.پومره: خواب، فراموشی رنج های روزانه .... این است بخشش او!اما سهراب سلیمی برای به نمایش درآوردن همه این احساسات عاشقانه که گرایش زیادی به روابط بیرونی و سپس تمایل فراوان به خصوصی سازی و درونی سازمانی رفتارهای انسانی در قالب رفتارها و ارتباطهای میان شخصیت ها دارند، از شیوه اجرایی بینابینی استفاده کرده است. سهراب سلیمی، از یکسو قصد ندارد فضا و لحن روایت اجرایش را بیش از اندازه به تمایلات و خواست های دورنی شخصیت های نمایش نزدیک کند و صرفا وارد دنیای ذهنیت شخصیت ها بشود، و از سوی دیگر نخواسته تا روابط و ارتباطهای بیرونی آدمهای داستان را در شبکه رفتارهای برخاسته از انگیزه ها و عواطف درونی نزدیک سازد. آنچه که سلیمی برای روایت نمایشنامه امانوئل اشمیت انتخاب کرده، سویه ای بینابینی است که هم به رفتارها و انگیزه های درونی و هم به خواست ها در روابط بیرونی میان انسانها تاکید دارد و فصل مشترک این رابطه و روایت بینابینی هم عواطف و احساسات انسانی است. احساسات و عواطفی که در تعاریف داستان نمایش محرک زلزله روانی و هم آرامش بخش و نجات دهنده تعریف شده اند.سلیمی حتی این روابط بینابینی را به زیبایی در طراحی صحنه و نوع طراحی میزانسن ها نیز مورد کاربرد قرار داده است. در واقع دکور شمایی کلی از نوع ساختار داستان را در ذهن تداعی می کند و می تواند تاثیر ناخودآگاه رفتار حسی و درونی نمایش را به صورت بیرونی در محدوده غیبت های اجرایی نیز به تماشاگر بگذارد.اجرای سهراب سلیمی در تمام حوزه های دیگر آن نیز تابع همین میانه روی در پرداختن به رویکردهای درونی و بیرونی است که به طور مشخص و معلومی می تواند حاصل جنبه های درونی بیرونی نقشهای داستان و همچنین روابط و جنبه مشترک و متفاوت عواطف آنها در ارتباط با یکدیگر باشد.افسانه ماهیان، بهناز جعفری، نسیم ادبی، ناهید مسلمی و پیام دهکردی هم، سلیمی و مولفه های اجرایش را در رسیدن به این هدف تا اندازه زیادی یاری رسانده اند. حضور موفق افسانه ماهیان و نسیم ادبی در به نمایش در آوردن جنبه های کاملا بیرونی شده و همچنین رویکردهای درون ساز گردیده احساسات و عواطف زنانه، شاید مهمترین فصل همسو کننده حضور بازیگران با سایر بخشهای اجرا باشد. ماهیان و ادبی نقشهای واقعی و باورپذیری را چه در بیرون و چه در وجه درونی نقش هایمان به نمایش گذاشته اند و احتمالا می توان آنها را بهترین های "عشق لرزه" نیز معرفی کرد.بهناز جعفری، ناهید مسلمی و پیام دهکردی هم اگر چه نقشهای ساده تر و بی دردسر تری دارند، اما موفق عمل کرده اند و دست کم به طور متوسط می توان تناسب بازی آنها را در مقایسه با کلیت اثر سنجید و مثبت و مطلوب ارزیابی کرد.بازی ها و سایر مولفه هایی که در طول نمایش در کنار نقش ها قرار گرفته اند، از سوی دیگر به کمک ساختار داستان نمایشنامه امانوئل اشمیت هم آمده اند و به خوبی توانسته اند، تعلیق و چالش و نیز مقاطع حسی اجرا را نتیجه دهند و مجموعا کلیت مناسبی را در حوزه فضاسازی اجرا در معرض تماشای مخاطبان قرار دهند."عشق لرزه" چهارمین نمایشنامه ای است که سهراب سلیمی از میان نوشته های اریک امانوئل اشمیت برای اجر انتخاب کرده و در کنار "نوای اسرارآمیز" و "خرده جنایت های زن و شوهری" یکی از بهترین نمایشهای سلیمی محسوب می شود و با کمی اغماض و ضمن چشم پوشی از برخی از ضعف ها می توان آن را یکی از نمایشهای خوب امسال نیز لقب داد.