پیام خطا

  • Notice: Undefined offset: 8 in user_node_load()‎ (line ۳۶۹۷ of ‎/home/revayat/public_html/modules/user/user.module).
  • Notice: Trying to get property of non-object in user_node_load()‎ (line ۳۶۹۷ of ‎/home/revayat/public_html/modules/user/user.module).
  • Notice: Undefined offset: 8 in user_node_load()‎ (line ۳۶۹۸ of ‎/home/revayat/public_html/modules/user/user.module).
  • Notice: Trying to get property of non-object in user_node_load()‎ (line ۳۶۹۸ of ‎/home/revayat/public_html/modules/user/user.module).
  • Notice: Undefined offset: 8 in user_node_load()‎ (line ۳۶۹۹ of ‎/home/revayat/public_html/modules/user/user.module).
  • Notice: Trying to get property of non-object in user_node_load()‎ (line ۳۶۹۹ of ‎/home/revayat/public_html/modules/user/user.module).

محدودیت خلاقیت می آفریند

حمیدرضا نعیمی نویسنده ی نمایش "لیرشاه":

محدودیت خلاقیت می آفریند

ما در حیطه ی ادبیات نمایشی آثار ارزنده ای از خود بجای گذاشته ایم که شاید دیگر اجرایی از آنها نمی بینیم ولی این نشان می دهد که ما برخلاف عقیده ی برخی صاحب درام و ادبیات نمایشی هستیم.حمیدرضا نعیمی نویسنده ی نمایش "لیرشاه" در گفتگو با سایت تئاتر مقاومت اعلام کرد: پیش از این هم در گروه تئاتر شایا بر روی متون کلاسیک، مانند مکبث و متون معاصر، مانند "جین" اثر آلن رب گریه، دست به اقتباس زده بودیم.مبحث "شاه لیر" درخواست آرش دادگر بود ولی من تا یک سال مقاومت کردم زیرا واقعا کاربر روی شاه لیر چه متن اصلی که اجرا شود و چه اقتباس آن، وحشتناک بود. بالاخره بعد از یک سال و با توجه به تحقیق های آرش دادگر، من اقتباس بر روی این متن را شروع کردم که حدود ۷ ماه به طول انجامید.وی افزود: با توجه به اینکه ما چند سال پیش تصمیم گرفتیم از روی متن اصلی یک اجرای امروزی داشته باشیم و بعد از مدتی با شکست مواجهه شدیم به این نتیجه رسیدیم که نمی توانیم از متن اصلی اجرای مدرنی داشته باشیم و متوجه شدیم که باید یک متن جدید از این اثر بنویسیم و برای نوشتن این متن جدید، شرایط جدید و کار مضاعف لازم بود.نعیمی گفت: برای نوشتن این اثر اولین اتفاقی که باید شکل می گرفت این بود که ما باید نمایش شاه لیر را ساده می کردیم، نه سطحی، تا مخاطب بتواند به راحتی با آن ارتباط برقرار کند و این خود مستلزم آن بود که ما در کاراکترها و روابط آنها و دیالوگ ها یک کار سخت و طاقت فرسا انجام دهیم. واقعیت این است که متن، اثر شکسپیر است و همه روی آن حساس هستند، نه تنها در ایران بلکه در همه جای دنیا و من با دشمن هایی- به معنای خوب اش- روبرو بودم، زیرا همه ی آنها متن را خوانده بودند و اجراهایی نو از این متن را نیز دیده بودند و البته متن را به خوبی می شناختند و حالا با توجه به آشنایی با اصل متن می آیند و این اجرا را می بینند. قطعا این کار من را سخت تر می کند زیرا آنها در حین دیدن اجرا، در اذهانشان در حال تطبیق و تحلیل هستند که من چه کار کرده ام و ضرورت اقتباس من چه بوده.او افزود: من برای اقتباس این اثر از آنجا که ذهن قصه پردازی دارم، اعتقاد داشتم که به گونه ای باید کار کنم که متن، دارای داستان مشخصی باشد تا هم کسانی که برای اولین بار این نمایش را می بینند با آن ارتباط برقرار کنند و هم کسانی که با این متن آشنا هستند پی به ضرورت این اقتباس ببرند تا حق مخاطب را رعایت کرده باشم.نعیمی تأکید کرد: من به هیچ وجه یک متن آزمایشگاهی و کارگاهی ننوشتم، من یک متن کاملا حرفه ای نوشتم و اعتقاد دارم که از اقتباس های خوب این سالیان است. اولین بار که خواستم این اثر را کار کنم از آنجا که دارای مفاهیم به روز است، به نظر من سیاسی ترین متن شکسپیر آمد. البته بعضی ها معتقدند مکبث و ریچارد دوم نیز از جمله آثار سیاسی شکسپیر هستند، این مطلب درست است ولی به نظر من این اثر سیاسی تر است زیرا از کانون خانواده آغاز می شود، از آنجا که قدرت چنان چشمان دختران لیر را کور می کند که مناسبات خانوادگی، ایمان و اخلاق را کنار می گذارند زیرا مفهوم قدرت، مفهوم عمیقی است و همین طور همیشه موضوع روز است. من با توجه به شرایط جامعه احساس کردم که مردم ما و مردم اکثر کشورها امروز روز با این مفهوم درگیر هستند. دو طبقه ی حاکم و محکوم، دولت و ملت همیشه با این مفهوم درگیر هستند.در ادامه گفت: اما مسئله ی مهم دیگری که در ذهن من شکل گرفت، عریان سازی بود. در این نمایش یک عریان سازی اتفاق می افتد که کاراکترها خود را افشا می کنند و این اتفاق مدرنی نبود، قطعا این ها مباحثی بود که من باید به جنگ آنها می رفتم، کاراکترهای من در روابطشان و در دیگران تعریف می شوند، مثلا گلاستر که در نمایش شکسپیر احمق جلوه می کند در نمایش من آگاه و ریزبین است و در تمام مدت به شاه لیر گوشزد می کند که تمام قدرتش را به دخترانش ندهد و یا شاه لیر شکسپیر که سودایی و دمدمی مزاج است در نمایش من اینگونه نیست و دارای نگاه خاصی است و خانواده برایش مهم است ولی دچار اشتباه می شود.و بر این اساس من خیلی از کاراکترها و روابطشان را گسترده کردم . من در کاراکترها به هیچ وجه، انسان بی گناه ندارم. آدم خوب و بد به معنای مطلق وجود ندارد و به نوعی هر کدام آنها هم محق هستند و بنابه شرایط خود عمل می کنند.حمیدرضا نعیمی در خصوص تغییر متن نسبت به شاه لیر گفت: می توانم بگویم این متن ۱۰۰% نسبت به متن شکسپیر تفاوت دارد. من می گویم اقتباس زمانی اتفاق می افتد که جوهره و اصل اثر به درستی کشف و شناخته شود. من اعتقاد دارم که من این جوهره را کشف کردم، ممکن است که نارسایی هایی داشته باشد که این طبیعی است، من به جنگ یک غول رفتم ولی همچنان معتقدم که همه چیز متعلق به شکسپیر است، نه من. زیرا متن شکسپیر مانند یک نقشه ی گنج کلیدها و راه ها را به من نشان داد.حمیدرضا نعیمی گفت: در این متن، خیلی از نکات اضافه شده است. دیالوگ نویسی، دیالوگ نویسی من است و من یک جاهایی از متن اصلی وام گرفتم زیرا خیلی بی نظیر بود و من مسائل روز را در آن اضافه کردم.او در ادامه گفت: واقعیتی است که من در اجرای این متن، دردهایی دارم مثلا من این متن را برای کارگاه نمایش ننوشتم و این تصمیم آرش دادگر بود که در این سالن اجرا کند و اگر قرار بود من در این سالن کار کنم قطعا یک متن کارگاهی با سه شخصیت و به مدت نیم ساعت می نوشتم ولی من یک متن حرفه ای نوشتم که متاسفانه از آن اجرای کارگاهی شد البته حرفم به این معنا نیست که من از اجرا لذت نمی برم، نه، این نمایش به کمک بازیگران، نقاط طلایی دارد که تماشاگر دو ساعت بدون خستگی و احساس گذر زمان، تئاتر می بیند.او گفت: دردناک ترین قضیه این است که بخش هایی از متن من در اجرا حذف شد که به نظرم از درخشان ترین نقاط نمایشنامه ی من است که اگر آن صحنه ها بود تماشاگر بیشتر از الان درگیر اثر می شد، حذف آن ها قلب من را به درد آورد. مثلا من در این متن، علاوه بر مرلین شومن نمایش، دلقک را نیز با شخصیت جدا دارم که بنا به موقعیت اجرایی آرش دادگر چنان از این شخصیت زده شد که خود من که بازیگر این نقش بودم، ضرورت وجودی و حضور این شخصیت را احساس نکردم و همین طور صحنه ی مرگ دلقک را هم نوشته بودم که در متن اصلی، جایی دلقک می رود و دیگر صحبتی از او نمی شود، صحنه ی مرگ دلقک در متن من یکی از سورئال ترین و تاثیرگذارترین قسمت های نمایشنامه ی من بود.حمیدرضا نعیمی گفت: فکر می کنم که این حذفیات تا ۴۰% به متن من ضربه زد. من اجرا به شیوه ی کارگاهی را دوست ندارم و از ابتدا هم قرار نبود که این گونه اجرا شود ولی از آنجایی که نمی دانم چه شد، این متن، این گونه اجرا شد. ولی من باز هم می گویم منکر این نمی شوم که تماشاگر ۲ ساعت بدون وقفه و خستگی، تئاتر می بیند و از دیدن آن رضایت دارد. و این حاصل تلاش و از خودگذشتگی گروه تئاتر شایا است که ۳ ماه، روزی ۵ ساعت تمرین کردند و نباید این را نادیده گرفت.نعیمی در خصوص ویژگی های متن گفت: اعتقاد دارم که در گفتگو و دیالوگ هایی که بین کاراکترها وجود دارد تلاش زیادی شده است که این امرزوی شدن به معنای دیالوگ نویسی، لق نباشد. اگر متن را بخوانید، خواهید دید که من در مورد تمام دیالوگ ها با حساسیت و وسواس خاص آن ها را نوشته ام و حتی بعضی از صحنه ها را چند بار نوشتم و برای نوشتن این متن رنج بسیاری بردم. حتی من برای اولین بار، برای نوشتن این متن شعر گفتم که متاسفانه حذف شد.حمیدرضا نعیمی در مورد وضعیت فعلی ادبیات نمایشی گفت: من امروز از دیدن این همه نمایش بی خاصیت، بی ظرفیت، بی زحمت، بی محتوا و بی هنر خسته شده ام و نمی خواهم هیچگاه تئاتری بنویسم که بنا به یک موج، درون آن رفته باشم من امروز برایم مهم نیست نمایش که می نویسم، سیاسی یا اجتماعی و یا کمدی است، من یک دغدغه دارم و آن دراماتیک نوشتن است، برای همین امروز. من یک ایرانی هستم و فردا یک دهقان اهل بولیوی، من فقط به یک چیز فکر می کنم و اینکه دروغ پرداز راست گویی باشم.وی افزود: امروز نمایشنامه هایی نوشته می شود، توسط برخی جوان ها یا با تجربه ترها، صادقانه بگویم، من نمایشنامه نویسی نمی بینم، یک سری عریضه نویس اباطیل نویسی می بینم. به همین دلیل هیچ کاری من را به هیجان نمی آورد. من از تئاتر هیجان می خواهم، لذت و سرگرمی می خواهم، فکر و اندیشه می خواهم که در این آثار نمی بینم، به همین دلیل کار آنها را نمی بینم و کاری هم به آنها ندارم و مشکلی هم با آنها ندارم. من هنوز وقتی آثار میرزا آقا تبریزی را می بینم به هیجان می آیم که چطور این اندیشمند، بدون دیدن تئاتر به مفهوم غربی، دست به نوشتن می زند و اینجاست که معجزه شکل می گیرد. من با آن این آثار، بیشتر به هیجان می آیم تا دیدن این آثار بی خاصیت.نعیمی با توجه به وضعیتی که به آن اشاره کرد، آینده ی ادبیات نمایشی را خوب برشمرد و گفت: از آنجا که برخلاف دیگران، اعتقاد دارم که با یک گل هم بهار می شود، به نظر من، ما آثار خوب و ارزنده ای داریم که شاید دیگر اجرا نشوند، مانند "پچ پچه های پشت خط نبرد" علیرضا نادری و "یک دیر سکوت" محمود یعقوبی و یا نمایش "قیام کلاون و کاسیتلون" و یا "وعده گاه نهگ ها" این ها نوید این را دارندکه ما صاحب درام هستیم، صاحب ادبیات نمایشی و صاحب تئاتر هستیم. برخلاف بعضی ها که می گویند ما با آن طرفی ها ارتباطی نداریم، من می گویم محدودیت می تواند خلاقیت نوع خاصی باشد.وی در خصوص ممیزی در ادبیات نمایشی افزود: در نمایش نامه های مناسبتی، ممیزی، وحشت ناک و دست و پاگیر است و به همین دلیل من سعی می کنم کمتر مناسبتی بنویسم و وقتی هم که می نویسم به سبک خودم بنویسم، زیرا اعتقاد دارم که نگاه، نگاه من است و این نگاه بعد می آفریند و پرسش ایجاد می کند، انسان با پرسش زاده می شود.نعیمی در پایان گفت: من اگر امروز خودم را نمایشنامه نویس می دانم به خاطر تک تک اعضای گروه تئاتر شایا است و خودم را مدیون آن ها می دانم. اگر آنها پا به پای من راه نمی آمدند و ضعف های کار من را پوشش نمی دادند، من امروز نمایشنامه نویس نبودم.