پیام خطا

  • Notice: Undefined offset: 8 in user_node_load()‎ (line ۳۶۹۷ of ‎/home/revayat/public_html/modules/user/user.module).
  • Notice: Trying to get property of non-object in user_node_load()‎ (line ۳۶۹۷ of ‎/home/revayat/public_html/modules/user/user.module).
  • Notice: Undefined offset: 8 in user_node_load()‎ (line ۳۶۹۸ of ‎/home/revayat/public_html/modules/user/user.module).
  • Notice: Trying to get property of non-object in user_node_load()‎ (line ۳۶۹۸ of ‎/home/revayat/public_html/modules/user/user.module).
  • Notice: Undefined offset: 8 in user_node_load()‎ (line ۳۶۹۹ of ‎/home/revayat/public_html/modules/user/user.module).
  • Notice: Trying to get property of non-object in user_node_load()‎ (line ۳۶۹۹ of ‎/home/revayat/public_html/modules/user/user.module).

قالب‌های داستانی در نمایشنامه‌های دفاع مقدس

قالب‌های داستانی در نمایشنامه‌های دفاع مقدس

سید حسین فدایی حسین

مقدمهاساساً چالش آدمیان در وضعیت‏های فوق‏العاده و به‌ویژه جنگ، شرایطی را برای درام‏نویس‏ فراهم می‏كند تا مفهوم انسان و زندگی بشری‏ را بكاود و او را در بوته منازعه‏های ‏گوناگون به نقد بكشد. در این میان ‏مضامینی چون راستی و ناراستی، خدعه و فریب، عشق و وظیفه، جاه‏طلبی و قناعت و به طور كلی تعادل و آشفتگی ناشی از عدم‏ تعادل، در مهم‏ترین آثار و درام‏های بزرگ رخ ‏نموده‌است.پس درام در نگاه به جنگ از دوسویه عام‏ بهره می‏برد. نخست آن‌را چون موقعیتی‏ غنی و قوی برای خلق موقعیت‏هایی یافته‏است كه آدمی در آن، زوایای نهفته و رفتارهای ویژه‏اش را آشكار می‏كند و سپس آن‌را به محك نقد و تحلیل می‌سنجد تا درضمن طرح مصائب و مشكلات آن، خوی و خصلت‌های بشری و همچنین انگیزه‏های او را بشناسد و به انتقاد بكشد. از این رهگذر جنگ، هم خصائل نیك و هم خصوصیات زشت بشری را در درام نشان داده‏است.در یك نگاه كلی شاید نتوان تمایز و تفاوتی میان تئاتر جنگ با سایر گونه‌های نمایشی قائل شد اما بطور حتم، تئاتر جنگ در مضمون و موضوع و یا دست‌كم در ایجاد موقعیت نمایشی و ارائه‌ی قالب‌های داستانی برای روایت، با گونه‌های دیگر نمایشی متفاوت است. موقعیت جنگی شامل تجاوز نظامی، انقلاب و شورش اجتماعی و یا دفاع در برابر دشمن، از آنجا كه عموماً شرایط جدال و درگیری دو یا چند گروه نیروی متخاصم را با نیت‌ها و اهداف مختلف شامل می‌گردد، همواره دست‌مایه مناسبی برای خلق آثار دراماتیك بوده و قالب‌های داستانی جذاب و منحصر به ‌فردی را در عرصه‌ی تئاتر مطرح نموده‌‌است.از سوی دیگر آنچه باعث گردیده همواره جنگ هشت‌ساله‌ی كشور ما به‌عنوان دفاع مقدس مطرح شود، اعتقاد به این جریان فكری است كه جنگ ما با سایر جنگ‌ها متفاوت بوده چرا كه این جنگ، جنگی اعتقادی بوده‌است برای دفاع از آرمانی متعالی و اندیشه‌ای مقدس. همین امر نیز بطور طبیعی بر نوع نگاه و اندیشه‌ی هنرمندان این عرصه تأثیر گذارده و باعث گردیده تا در حوزه‌ی تئاتر دفاع مقدس، نویسندگان علاوه بر گرایش به مضامین و موضوعات خاص، قالب‌های داستانی متفاوتی را نیز طرح نموده و مورد توجه قرار دهند.در این بررسی مختصر، سعی بر آن است تا به منظور شناسایی نقاط مشترك و متفاوت میان نویسندگان تئاتر دفاع مقدس كشورمان نسبت به عنصر داستان در نمایشنامه، قالب‌های داستانی نمایشنامه‌های منتشر شده در حوزه دفاع مقدس، مورد ارزیابی قرار گیرد.

داستان‌پردازی و موقعیت جنگیداستان‌پردازی در ادبیات نمایشی به تعبیری ایجاد شرایط و موقعیت‌هایی است كه طی آن، شخصیت‌های مورد نظر نویسنده به كنش جدل‌آمیز با یكدیگر دست زده و در راستای تفكر و اندیشه‌ی نویسنده به حیات دراماتیك خود تا پایان اثر ادامه دهند. داستان یك اثر در حقیقت بستر و زمینه‌ای است كه نویسنده برای بیان هرچه جذاب‌تر و اثربخش‌تر اندیشه و تفكر خود فراهم می‌كند و طبیعی است كه یك داستان تاثیرگذار دارای موقعیت‌ها و آن و لحظه‌های كنش‌مند و موثر است.دكتر ناظرزاده كرمانی، داستان‌پردازی و طرح داستانی یك اثر نمایشی را تحت عنوان نقشه‌ی داستانی چنین تعریف می‌كند: "نقشه‌ی داستانی جلوه‌گاه ساخت‌مایه‌های دیگر نمایشنامه، و نمایش نیز هست، و "شخصیت"، "فضا و حالت"، ... و "زمان‌ـ مكان" را بازتاب و جلوه داده‌است. نقشه‌ی داستانی دربردارنده‌ی رویدادها و كارپرداخت‌هایی است كه بر زمینه‌ی "پی‌بنیادهای زیبا‌شناسیك" یا "منطق هنری" ویژه‌ای به هم پیوند یافته‌اند. این "پی‌بنیادهای زیباشناسیك" و یا "منطق هنری" كه از جنبه‌های هستی‌بخش "سبك و سازگان" نمایشنامه، و نمایش، به شمار می‌روند، به این رویدادها: "ساختار" داده‌اند، و از این روی، در پیوند با نقشه‌ی داستانی، به فراوانی، از "ساختار نقشه‌ی داستانی" نیز یاد گردیده."ایشان در خصوص نقش جنگ و موقعیت جنگی در ساختاردهی به قصه‌های آفرینش می‌گوید: "اگر جنبه‌ها و جلوه‌های نمایشی را چنداچون كاربرد ساخت مایه‌های نمایشنامه‌ و نمایش در یك اثر ادبی و یا آثار دیگر بدانیم، در اسطوره‌ها و قصه‌های آفرینش، این عناصر و ساخت مایه‌ها فراوان به چشم می‌خورد. به خصوص در اساطیری كه جنگ و كشمكش و نبرد در نقشه داستانی آنها ركن اساسی را بازی می‌كند." از سوی دیگر چنانچه ستیز را حاصل دو عنصر بدانیم، در قصه آفرینش زرتشتی، این دو عنصر" اهورمزد و اهریمن" به تعبیر دیگر" خیروشر" بود. اما در قصه آفرینش مانوی، این دو عنصر" تاریكی و روشنایی" است."جنگ تروا" داستانی برگرفته از ایلیاد سروده‌ی جاودان هومر، یكی از این اساطیر است. جنگ در این قصه جنبه‌های نمایشی قوی‌ای دارد كه بعدها نمونه‌هایی از آن را در جنگ‌هایی كه در تاریخ قدیم و معاصر رخ داده‌است و دیده و نمونه‌ی كوچكتر آن را در رفتار رزمندگان هشت سال جنگ تحمیلی مشاهده می‌كنیم. شاید اوج این قصه ورود یك اسب بزرگ و چوبی و به تعبیری، نمایشی به داخل شهر تروا باشد. اسبی كه باعث سقوط شهر تروا شد. اسطوره‌ها و قصه‌های آفرینش، نمونه‌های قابل توجه‌ای هستند كه ما به معنای نمادین بازی كه به مبارزه تعبیر شده‌است، نزدیكتر می‌‌شویم؛ قصه‌ها و اسطوره‌هایی كه طرح و بن اندیشه‌ی آنها بر اساس تقابل خیر و شر و نور و تاریكی و... بنیان گذاشته شده‌است و معمولاً این نیروها در هیئت دو شخصیت در مقابل هم قرار می‌گرفتند.در عرصه‌ی تئاتر نیز نمایشنامه‌نویسان توانسته‌اند آثار در خور توجه‌ای را خلق كنند. "آنتیگونه" اثر "سوفوكل" و "ایفی ژنی" اثر "اوریپید" نمونه‌هایی از این نمایش‌ها هستند و همچنین "ایرانیان" اثر "اشیل" نمایشنامه‌ای با مضمون جنگ است. این نمایشنامه كه در سال ۴۲۷ پیش از میلاد نوشته شده، جنگ "سالامیس" را ترسیم می‌كند كه در آن، سپاه آتنی، خشایارشا و سپاه ایرانیان را با شكست روبرو می‌كند. "ایسخیلوس" (اشیل) نویسنده‌ی نمایشنامه كه خود در جنگ شركت داشته‌است، هشت سال بعد از جنگ این تراژدی را می‌نویسد. از این نمایشنامه می‌توان لااقل دو نكته را دریافت؛ نخست اینكه جنگ و جلوه‌های نمایشی آن می‌تواند منبعی غنی برای ادبیات نمایشی باشد كه البته پرداختن بدان و روی صحنه‌ی تئاتر بدون تغییر و تبدیل عملی نمی‌شود.دریک نگاه کلی، هرجنگ بزرگ و حتی کوچک و محلی، برای هنرمندان تئاتر بهانه‌ای بوده‌است تا آنها نقطه نظرات، دیدگاه‌ها وقضاوت‌های خود را نسبت به آن جنگ خاص یا جنگ عام و جهان‌شمول ابراز کنند. عمده‌ترین ویژگی این نوع تئاتر، نگاه عینی، ملموس و موشکافانه به انسان در موقعیت‌های جنگی و پس از آن است. در آلمان، نویسندگانی چون "بل"، "دیتریش" و"سمون" پدیده‌ی نازیسم را چنان به انتقاد گرفتند که گویی چهره‌ی کریه و جهانی قدرت‌طلبی را در هر زمان و مکان بررسی کرده‌اند. در فرانسه، انگلیس، ایرلند و دیگر کشورها نیز کردار انسان‌ها در وضعیت حاد جنگ‌ها با دقت و تأمّل بررسی شد.در یک تقسیم‌بندی عام این نمایشنامه‌ها را می‌توان به دو دسته تفکیک کرد: دسته‌ی اول، نمایشنامه‌هایی که به ویژگی مثبت جنگ مانند مقاومت، شجاعت، از خودگذشتگی و سازندگی اشاره دارند و دسته‌ی دوم، نمایشنامه‌هایی که نکات منفی جنگ مانند ویرانی، تجاوز، فساد و نسل‌کشی را مورد توجه قرار می‌دهند. همچنین این نمایشنامه‌ها را می‌توان از نقطه نظر پرداختن مستقیم به جنگ یا توجه به مسائل حاشیه‌ای و تبعاتی جنگ از هم متمایز کرد و نکته‌ی آخر اینکه، به علت محدودیت‌های فنی تئاتر (به‌طور مثال نسبت به سینما) برخورد با مقوله‌ی جنگ در تئاتر بیشتر از رویکرد فیزیکی و تلاش برای نشان دادن صحنه‌های درگیری، به حوزه‌ی اندیشه و حقیقت پنهان جنگ روی آورده‌است.اما چنانچه بخواهیم از زاویه‌ی داستان‌پردازی و موقعیت‌های داستانی به نمایشنامه‌‌های جنگی نگاه كنیم باید اشاره كنیم كه داستان جدال و درگیری دو یا چند گروه نیروی متخاصم با نیت‌ها و اهداف مختلف، دارای خصوصیات مختلفی است. از جمله‌ی اینها می‌توان به موقعیت‌های هم‌زمان با جنگ و موقعیت‌های پیش یا پس از جنگ اشاره داشت.

موقعیت‌های داستانی هم‌زمان با جنگموقعیت‌های داستانی كه به وقایع جنگ، هم‌زمان با آن می‌پردازند به دو دسته‌ی عمده قابل تقسیم هستند به این ترتیب كه برخی از وقایع نمایشی در دل حادثه‌ی جنگ و به قولی در درون جبهه‌های نبرد می‌گذرند. از جمله‌ی این آثار می‌توان به نمایش‌نامه‌های "نبرد آرمینیوس" (۱۸۰۹) نوشته‌ی "هاینریخ فن كلایست"، "تولد" (۱۹۸۶) نوشته‌ی "آرمان گاتی" و یا "ننه‌دلاور و فرزندانش" (۱۹۳۸) نوشته "برتولت برشت" اشاره داشت. هرچند نمایشنامه‌ی "ننه‌دلاور" كمتر در دل حادثه می‌گذرد و بخش عمده‌ای از حوادث جنگ را به‌زبان روایت بیان می‌كند و از این نظر به دسته‌ی دوم از نمایش‌نامه‌های هم‌زمان با جنگ یعنی آثار بیرون از جنگ و به قولی پشت جبهه‌ی نبرد شبیه است."داوید لسكو" در كتاب ارزشمند خودـ هنر نمایشنامه‌نویسی جنگ‌ــ می‌نویسد: "نمایشنامه‌نویسی جنگی در دو شكل امروز رخ نشان می‌دهد" و سپس هر یك از این دو نوع را از یكدیگر متمایز و تفكیك می‌كند و بر آنها نمایشنامه‌نویسی "عمل جنگی" و نمایشنامه‌نویسی "حالت جنگی" نام می‌نهد و اشاره می‌كند كه امروزه شكل دوم آن بیشتر به روی صحنه می‌آید. او همچنین معتقد است: "شكل دوم نمایشنامه‌نویسی جنگ‌ــ یعنی نمایشنامه‌نویسی حالت جنگی‌ــ خودِ جنگ را روی صحنه نشان نمی‌دهد بلكه فرآیندهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی كه شرایط جنگ را فراهم می‌آورند، نشان می‌دهد."در یك نگاه كلی به آثار نمایشی مكتوب جنگ و حتی دفاع مقدس، می‌توان دریافت كه تعداد نمایش‌نامه‌هایی كه موقعیت داستانی خود را در دل حادثه و درون جنگ انتخاب كرده‌اند بسیار اندك است. دلیل آن هم این است كه قابلیت‌ها و البته محدودیت‌های صحنه‌ی نمایش، امكان بازآفرینی موقعیت‌های درون جنگ را ندارد. اساساً "نمایش دادن جنگ در روی صحنه، به دلایل اولیه‌ی مادی، مسلماً مشكل‌آفرین است. فرم دراماتیك، خود نیز تجمع تعداد معدودی از اشخاص بازی در یك مكان محدود را ایجاب می‌كند و این ظاهراً مخالف پرداختن به حوادث تاریخی مثل جنگ است."به لحاظ كیفى نیز، تئاتر جنگ ‏ملزم به ارائه‌ی تصویر و نماى ظاهرى وفیزیكى اعمال و اتفاق‌هاى جبهه نیست. مهم ‏ارائه روحیه‏ها، منش‌ها و تشریح عوامل ‏پیروزى یا شكست نیرویى در مقابل نیروى ‏دیگر است. و نیز اینكه، همه‌ی چهره جنگ، گلوله و درگیرى و شهادت و مرگ نیست. آنچه مهم ‏است عواملى است كه پدیده‏هاى فوق را موجب مى‏شود. چراها و چگونه‏ها، بیش از هر نكته‌ی دیگرى اهمیت دارند. درحال ‌حاضر مشكل عمده‌ی نمایشنامه‏هایى كه ‏در رابطه با دفاع مقدس، ساخته و پرداخته ‏مى‏شوند، عموماً در برداشت ناصحیح ازصحنه‏هاى جنگ و سطحى‌نگرى به آن ‏است. نویسنده و نمایشگر باید با دیدى ‏عمیق و ژرف، مسائل را مقابل خویش قرارداده، آنگاه به بازتاب آنها بپردازند؛ بازتاب ‏بخش‏هاى نادیده‌ی جنگ؛ آنهایى كه از چشم ‏غیر هنرمند دور مى‏مانند. در غیر این ‏صورت آثار ما تصویر توضیح واضحات‏ خواهد شد. در حقیقت، عمل ما خلاف عقل‏خوانده مى‏شود؛ بدین صورت كه ظرف و مظروف انتخابى، هماهنگ و همساز نخواهدبود. به قول بزرگوارى، مثل شكار نهنگ باقلاب ماهى‏گیرى!برخلاف دسته‌ی اول، تعداد آثاری كه در موقعیت داستانی هم‌زمان با جنگ اما بیرون از حادثه‌ی جنگ می‌گذرد، بسیار است. در این نمایشنامه‌ها، وقایع داستانی كه طبیعتاً پیرامون حادثه‌ی جنگ می‌گذرد یا به مسائل حاشیه‌ای جنگ مانند ستادهای فرماندهی، اردوگاه‌های اسرا، مقرهای پشت ‌جبهه، زندگی در شهرهای همجوار با جبهه‌های نبرد و... مربوط می‌شود و یا در برخی موارد قراردادن موقعیت داستانی در حاشیه‌ی جنگ به‌دلیل آن است كه نویسنده بتواند با تمهیدات روایی از دل حادثه خبر دهد.به‌هرحال موقعیت‌های داستانی بیرون از جنگ، این امكان و شرایط را فراهم می‌كند كه نویسنده بتواند به‌دور از ظواهر پرتنش فیزیكی جنگ، به تقابل اندیشه‌ی اشخاص درگیر با جنگ بپردازد. نمایشنامه‌ی "همه‌ی پسران من" نوشته‌ی "آرتور میلر" نمونه‌ی شاخصی از این نوع است.

موقعیت‌های داستانی پس از جنگمنظور از موقعیت‌های داستانی پس از جنگ، آثاری است كه به مسائل بعد از جنگ و عموماً تبعات و عوارض اجتماعی، روانی و خانوادگی متأثر از جنگ می‌پردازند. این آثار به ‌لحاظ گستره‌ی موضوعی كه دارند از جنبه‌ی آماری تعداد بیشتری از نمایشنامه‌های جنگ را شامل می‌گردند. در آثار ذكر شده، مسئله‌ی پرداخت مستقیم و غیرمستقیم به جنگ، از تنوع و گوناگونی مختلفی برخوردار است. چنانكه گاه طرح داستانی به‌ضرورت جنگ را بطور كامل به حاشیه برده و فقط به تأثیرات و تبعات آن به شكلی كاملاً غیرمستقیم می‌پردازد. چنانكه در بسیاری از نمایشنامه‌ها و فیلمهای مطرحی که در زمینه‌ی جنگ جهانی دوم ساخته شده‌اند، ما حتی در یک لحظه، نشانه‌ای از جنگ نمی‌بینیم. اما تمام اتفاقات فیلم بر محور آسیب دیدگی آدمها از موضوعی به نام جنگ استوار است.به‌طور مثال موضوعات و داستان‌هایی كه به فاصله‌ی بین نسل‌ها، فجایع زندگی‌های خانوادگی، تردیدها و رستاخیرهای مجدد و احساس زخم ناشی از سوگ و... غیره می‌پردازد، مواردی نیست که تنها به سال‌های جنگ محدود شود. لذا شاید به جرأت بتوان گفت بسیاری از نمایشنامه‌های قوی در حیطه‌ی جنگ و دفاع مقدس، نمایشنامه‌هایی است که به سال‌های پس از جنگ می‌پردازد و مناسبات افراد یک جامعه‌ی داغدار، آسیب دیده و متحول را از لحاظ فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی به تصویر می‌کشد.هر چند به جرأت می‌توان گفت اغلب نمایشنامه‌نویسان كشور ما در حوزه‌ی جنگ، ابعاد جنگ را در دوران جنگ و بعد از آن به درستی نمی‌شناسند. برای همین با یك بعدی نگری، نمایشنامه‌های آنها از لایه‌های مختلفی برخوردار نیست. شاید بتوان گفت آثار این نمایشنامه‌نویسان تنها به لایه‌‌ی سطحی و رویی جنگ پرداخته و از عمق لازم و كافی برخوردار نیست. بدین سبب می‌توان گفت توجه به این مقوله یعنی شناسایی ابعاد مختلف دوران جنگ و پس از آن و نگاه به جنگ به عنوان پدیده‌ای اجتماعی و نه صرفاً پدیده‌ای ایدئولوژیكی و سیاسی و آرمانگرایانه و ایجاد رابطه‌ی دیالكتیكی بین جنگ و تاریخ، شكل واقعی و نه غیر حقیقی به نمایشنامه یا درام جنگی می‌دهد. همچنین اگر نمایشنامه‌نویس، تنها به بیان و تصویر روزها و اتفاقات دوران جنگ بسنده نكند، اثر او با كل پیكر اجتماع ارتباط برقرار می‌كند. این مسئله در برخی آثار "برتولت برشت" و "ادوارد باند" كه به جنگ مربوط است كاملاً آشكار است و نمود عینی دارد.

قالب‌های داستانی در نمایشنامه‌های دفاع مقدساگر بپذیریم داستان یك اثر ادبی و از جمله نمایشنامه، سلسله وقایعی است كه متناسب با سبك و شیوه‌ی نوشتاری اثر به گونه‌ای سازمان می‌یابد كه مخاطب را به سمت و سوی مضمون و مقصود مورد نظر نویسنده هدایت كند، باید گفت این داستان‌ها یا سلسله‌ی وقایع به دلیل تشابهات و تناسبات ساختاری و یا مضمونی در تقسیم‌بندی‌هایی تحت عنوان قالب‌های داستانی قابل تفكیك هستند اما آنچه مسلم است همه‌ی این قالب‌‌ها و یا الگوهای داستانی برای شكل‌گیری نمایشنامه مناسب نیستند. چنانكه "زندگی، الگوها یا توالی رویدادهای بسیاری دارد ولی تمامی آنها نمی توانند مبنای نمایش قرار گیرند. برای اینکه الگویی اساس نمایش را تشکیل دهد، باید نوعی خاص باشد." منظور از نوعی خاص نیز بدون شك دارا بودن قابلیت‌های دراماتیك و نمایشی است.از سوی دیگر، تئاتر دفاع مقدس، گونه‌ای از تئاتر در كشور ماست كه در آن، ارزش‌های انسانی رزمندگان یا خانواده‌های ایرانی به شیوه‌ای دراماتیك و نمایشی به روی صحنه می‌روند. در این نمایش‌ها گاهی خط مقدم و سنگرهای جبهه جنگ، موقعیت داستانی و مكان وقوع اتفاق‌ها هستند و یا آدم‌ها و انسان‌های مرتبط با جنگ در موقعیت داستانی پشت جبهه‌ها مورد توجه قرار گرفته‌اند و اتفاق‌ها كیلومترها دورتر از جبهه به وقوع می‌پیوندند. گاهی حملات و تجاوزهای دشمن چنان خط اصلی داستان نمایش را تشكیل می‌دهند كه گویی همه‌ی جنگ در صورت و فیزیك جنگ خلاصه می‌شود و گاهی چنان انتزاعی به آدم‌های جنگ پرداخته می‌شود كه گویی در جبهه تنها خلوت نشینی و مناجات‌های شبانه اصل بوده و توپ و تفنگ و خمپاره و تانك و هواپیمای بمب‌افكن تنها قصه و خیال بوده‌است. همه‌ی این نمایش‌ها در ردیف تئاتر مقاومت قرار می‌گیرند و نمی‌توان گستره تعریف دفاع مقدس را بی‌دلیل محدود كرد. بنابراین به تعداد نمایشنامه‌نویسان و كارگردان‌هایی كه درك و معرفتی از جبهه و جنگ دارند می‌توان از تئاتر دفاع مقدس تعریف ارائه كرد.نوستالژی بازمانده از جنگ ‏تحمیلی ناشی از احساس و دریافت‏ دوگانه‏ای است كه ایرانیان از آن واقعه‌ی ‏سرنوشت‌ساز تاریخی داشته‏اند؛ حس‏ شوق و همدلی و ایثار برای نجات وطن و پیامد آن دمیدن روح معنویت و وفاق ملی‌ـ مذهبی در كالبد جامعه ایرانی، بركت نیكوی ‏جنگ ما بود اما هیچكس نمی‏تواند نفرت خود را از خشونت، خون‏بارش، ویرانی و آوارگی ذاتی ‏جنگ پنهان كند و این سرشت‏ دوگانه، خود می‏توانسته ‌است دست مایه‏ای مناسب برای ‏تئاتر دفاع مقدس ایران ‏باشد.داستان زندگی فردی كه در ایام دفاع مقدس دست و پایش را از دست داده و هم اكنون مشكل معیشتی دارد و یا همسرش تاب و تحمل او را ندارد و... مسائلی است كه جدا از نعمت جنگ و دفاع مقدس، قابل بررسی است. رزمنده‌ها در ایام دفاع مقدس با خدایشان معامله كردند و عقوبت خوش اخروی را برای خویش تضمین كردند؛ اما آیا همه، در این راه با نگرش آنها همراه بودند؟ سایش عقاید، اُس و اساس درام است و تئاتر زمانی پدید می‌آید كه تضاد، تناقض، چالش و... خلق شود و یكی از همین شیوه ها، تضاربی است كه می‌تواند مابین آدم‌های نمایش در حوزه‌ی تئاتر دفاع مقدس به وقوع بپیوندد.در ادامه‌ی این بخش به دلیل تعدد و تنوع نسبی آثار نمایشی موجود در حوزه‌ی دفاع مقدس، قالب‌های داستانی این آثار در تقسیم‌بندی وسیعتری مورد بررسی قرارگرفته و به ذكر نمونه‌هایی از نمایشنامه‌های شاخص در هر دسته اشاره خواهد شد. البته لازم به توضیح است كه در برخی از آثار، چند قالب یا الگوی داستانی مورد استفاده قرار گرفته چرا كه استفاده از "چند الگو در یک نمایشنامه نیز ممکن است. اما به هر شکل باید یک الگو ازسایر الگوها برتر و مشخص باشد."

۱- جنگ شروع می‌شود ومصیبت‌های زیادی را به همراه می‌آورد. (۱)این الگوی داستانی كه پیشتر در آثار نمایشی تئاتر جنگ در دنیا نیز به آن اشاره گردیده در نمایشنامه‌های دفاع مقدس به گونه‌ای متنوع مورد استفاده قرارگرفته‌است. در این راستا، به‌عنوان نمونه می‌توان به داستان‌های ذیل اشاره داشت:ـ "مهاجرین جنگ در اردوگاه و در انتظار بازگشت به‌سر می‌برند"، در نمایشنامه‌ی "شکسته بخوان"ـ "نوجوان جنگزده‌ی مهاجر در ایجاد ارتباط با سایر نوجوانان مشکل دارد"، در نمایشنامه‌ی "گل شیپوری"ـ "کودکان به‌عنوان معصوم‌ترین قربانیان جنگ مطرح می‌شوند"، در نمایشنامه‌ی "عروسک کوکی"ـ "رزمنده‌ای بر اثر جنگ حافظه خود را از دست داده‌است."، در نمایشنامه‌ی "سه پاس از حیات طیبه نوجوانی نجیب و زیبا"ـ "خانواده‌ای که مورد هجوم دشمن قرار گرفته‌اند برای زنده ماندن تلاش می‌كنند"، در نمایشنامه‌ی "سقوط سایه‌ها"ـ "فردی به‌خاطر وقوع جنگ، اعضای خانواده‌اش را از دست می‌دهد."، در نمایشنامه‌ی "روی نی بندی" و نمایشنامه‌ی "گفتگوی بی پایان ستاره با مادرش"ـ "زندگی خانواده‌ای در جریان جنگ به نابودی کشیده می‌شود."، در نمایشنامه‌ی "دایه شیرین را بردند"ـ "روابط خانواده‌ای در جنگ دچار بحران می‌شود."، در نمایشنامه‌ی "زمستان ۶۶"

۲- خاطرات جنگ یادآوری و باعث تسکین بازماندگان جنگ می‌شود.در یك نگاه اولیه به‌نظر می‌رسد مرور خاطرات جنگ، به‌طور طبیعی می‌بایست باعث درهم‌ریختگی افكار و تشدید نگرانی آدم‌های درگیر با آن شود اما در بسیاری از آثار نمایشی دفاع مقدس، مرور و یادآوری خاطرات جنگ، نه‌تنها باعث تشتّت افكار نمی‌گردد بلكه نوعی آرامش وتسكین روحی بازماندگان را به‌همراه دارد. این یكی از وجوه تمایز نمایشنامه‌های دفاع مقدس با سایر آثار نمایشی جنگ در دنیاست كه بدون شك به دیدگاه اعتقادی و فرهنگی ایرانیان در تجلیل و تقدیس دفاع و پاسداری از حریم كشور ایران مربوط است:ـ "هنرمند تئاتر برای تجلیل از رزمندگان، به بازسازی خاطرات جنگ می‌پردازد"، در نمایشنامه‌ی "بازمانده"ـ "بازسازی خاطرات گذشته توسط رزمنده‌ای بازمانده از جنگ"، در نمایشنامه‌ی "عزیز مایی" و "شب‌های بارانی"ـ "مرور خاطرات دو برادر از جنگ"، در نمایشنامه‌ی "با دهانی پر از کلاغ"

۳- دوران اسارت موجب تغییر در زندگی آدم‌ها می‌شود:ـ "بازگشت رزمنده‌ای از اسارت، خانواده‌ی دوست شهیدش را از انتظار بیرون می‌آورد"، در نمایشنامه‌ی "آئینه وقت آفتاب"ـ "دختر کوچکی در انتظار پدر اسیرش ذهنیت پردازی می‌کند"، در نمایشنامه‌ی "زنگ خاطرات نرگس"ـ "کودکی برای یافتن پدر اسیرش به جست‌وجوی ذهنی می‌پردازد"، در نمایشنامه‌ی "ماهی سرخ سیب گل"ـ "رزمنده‌ای از اسارت بازگشته اما همچنان در گذشته‌ی خود زندگی می‌کند"، در نمایشنامه‌ی "ناگهان پنجره سرد"ـ "رزمنده‌ای از اسارت برگشته و ناگفته‌هایی را از گذشته آشکار می‌کند"، در نمایشنامه‌ی "چرخ هشتم"

۴- كسانی از شرایط و موقعیت جنگ سوءاستفاده می‌کنند.چنانكه پیشتر اشاره گردید، سوءاستفاده از موقعیت جنگ، الگوی داستانی متداولی در این گونه‌ی تئاتری محسوب می‌شود اما در نمایشنامه‌های دفاع مقدس عموماً چنین داستانی به شكست یا عذاب وجدان شخص منتهی می‌گردد:ـ "ترسوهایی که از جنگ گریخته‌اند با فریب جایگزین رزمندگان واقعی می‌شوند"، در نمایشنامه‌ی "دو حکایت از چندین حکایت رحمان"ـ "نویسنده‌ای به‌خاطر سودجویی از جنگ می‌نویسد"، در نمایشنامه‌ی "نمایشی برای جشنواره یازدهم"

۵- همسران شهدا و جانبازان در اثر جنگ سختی‌های زیادی را متحمل می‌شوند.در این الگوی داستانی نیز به‌‌رغم نمایش سختی و مشقت زندگی زخم‌خوردگان جنگ، تحمل و صبر در برابر سختی‌ها مورد تقدیس و تجلیل قرار می‌گیرد:ـ "همسر شهیدی برای آگاهی از راز شهادت همسرش سفری شهودی را آغاز می‌کند"، در نمایشنامه‌ی "قطار جنوب"ـ "مادر و همسر شهیدی با یاد شهیدشان زندگی می‌کنند"، در نمایشنامه‌ی "برگ ریزان" و نمایشنامه‌ی "چهارمین نامه"ـ "همسر جانباز برای ادامه‌ی زندگی با همسرش مشکلات فراوانی را تحمل می‌کند"، در نمایشنامه‌ها‌ی "محرم زنده است"، "ترکش"، "اهل اقاقیا" و "با من مثل دریا"

۶- آدم‌های مختلف در جنگ حضور پیدا کرده و متحول می‌شوند.تحول در شرایط جنگ كه عموماً تحولی مثبت است نیز خاص آثار نمایشی دفاع مقدس می‌باشد كه همچون موارد ذكر شده در گذشته تابع دیدگاه اعتقادی ما نسبت به ایمان رزمندگان و شرایط خاص جبهه‌های جنگ است. به‌طور مثال:ـ در نمایشنامه‌ی "هنگامه"، "دکتری که در جبهه متحول شده‌است نسبت به دوست رزمنده‌ی مجروح‌اش احساس دین می‌کند."ـ در نمایشنامه‌ی "درون پیراهن یحیی"، "سربازی در جبهه متحول می‌شود در حالی‌كه اهالی زادگاهش با این تحول مقابله می‌کنند." و یا:ـ "فردی بر اثر تحول در زمان جنگ خود را در آسایشگاه جانبازان حبس می‌كند"، در نمایشنامه‌ی "اسماعیل، اسماعیل"

۷- جنگ شروع می‌شود و نیروهای متقابل ناخواسته با یکدیگر ارتباط پیدا می‌کنند.این الگوی داستانی در تئاتر جنگ سایر كشورها نیز متداول است كه در این خصوص پیشتر از نمایش "تولد" نوشته‌ی "آرمان گاتی" نام برده شد اما در نمایشنامه‌های دفاع مقدس، عموماً این ارتباط به تغییر نگرش طرف مقابل منتهی می‌گردد:ـ "سرباز دشمن که به اجبار به جبهه آمده‌است می‌گریزد"، در نمایشنامه‌ی "من زاره عذر طاها هستم"ـ "جانبازی عاشق دختر عراقی می‌شود و در نهایت به شهادت می‌رسد"، در نمایشنامه‌ی "بوی خوش جنگ"

۸- افرادی در اثر جنگ، جان و مال خود را ایثار می‌کنند.ـ "حماسه ایثارگری افراد مختلف در جبهه، روایت می‌شود"، در نمایشنامه‌ی "مظلوم پنجم"ـ "رزمنده‌ای با مخفی نگه داشتن هویت واقعی خود ایثار می‌کند"، در نمایشنامه‌ی "ماه گرفتگی"

۹- افرادی با انگیزه‌های مختلف پس از پایان جنگ در این مناطق مشغول تفحّص می‌شوند.تفحص و جست‌وجوی پیكر شهدا و كشتگان جنگ و سپس تشییع و تدفین آنان، شاید در برخی از فرهنگ‌ها عمل قابل قبولی نباشد. در حقیقت برای آنان فلسفه‌ی جست‌وجوی پیكر كسی كه سال‌هاست در جنگ كشته‌شده و شاید اثر چندانی هم از او باقی نمانده‌باشد، چندان قابل درك نیست. شاید چنین عمل پرمشقت و در برخی موارد خطرناك و پرهزینه‌ای با معیارهای عقلی و مادی سازگار نباشد اما در فرهنگ شیعی ما تقدس شهید حتی زمانی‌كه جز چند تكه استخوان و مشتی خاك از او باقی نمانده، تا آن حد اهمیّت دارد كه هنوز پس از گذشت سال‌ها از پایان جنگ، تفحص پیكر شهدا با زحمت و هزینه‌ی زیاد ادامه دارد و هنوز مردم برای تشییع آنان حتی اگر شهدای گمنامی باشند به خیابان‌ها هجوم می‌آورند.بی‌جهت نیست كه الگوی داستانی تفحص و جست‌وجوی پیكر شهدای جنگ بیش از همه در نمایشنامه‌های دفاع مقدس دیده‌می‌شود. هرچند در این الگوی داستانی، گاه تفحص بهانه‌ای است برای بازگشت دوباره‌ی رزمندگان دیروز به جبهه‌های جنگ و حتی هبوط شهدا به مكانی كه زمانی در آن جنگیده و به شهادت رسیده‌اند:ـ "جوانی که دوستش را در جنگ از دست داده با یاد او به فعالیت در گروه تفحص می‌پردازد"، در نمایشنامه‌ی "تپه افلاک"ـ "رزمنده‌ای که سال‌ها پیش در جبهه حضور داشته در گروه تفحص به‌دنبال نشانی از فرمانده‌اش می‌گردد"، در نمایشنامه‌ی "نگین"ـ "رزمنده‌ای پس از گذشت سال‌ها از جنگ، درپی دوستان همسنگرش می‌گردد"، در نمایشنامه‌های "خاک سبز" و "کانال کمیل"

۱۰- شهدا در زندگی دوستان و خانواده‌شان حضور می‌یابند و آنها را راهنمایی می‌کنند.این الگوی داستانی نیز به همان دلایل ذكر شده، بیشتر در نمایشنامه‌های دفاع مقدس قابل مشاهده‌ است. لقب شهید زیبنده‌ی كسانی است كه در راه عقیده و ایمان خود كشته می‌شوند و ما كشتگان دفاع مقدس را شهید عقیده و ایمان می‌دانیم. در اعتقاد اسلامی، چنین كسانی نه تنها مرده نیستند بلكه شاهد و ناظر بر اعمال دیگرانند؛ پس با حضور معنوی خود می‌توانند بر دنیای پیرامون‌شان تاثیر بگذارند:ـ "پسری شهادت پدر را باور ندارد، پدر بر او ظاهر می‌شود و او را به چنین باوری می‌رساند"، در نمایشنامه‌ی "شبیه پدر"

۱۱- بازماندگان جنگ بر اثر بی‌توجهی دیگران سرخورده می‌شوند.این الگوی داستانی كه عموماً به تئاتر ضد جنگ در ایران تعبیر می‌شود در برخی از نمایشنامه‌های جنگی دنیا نیز مورد استفاده قرار گرفته‌است. همچون نمایشنامه‌ی "بعل" از آثار "برشت". این الگوی داستانی در نمایشنامه‌های دفاع مقدس بیشتر به منظور هشدار به مخاطبان به‌خاطر فراموش كردن قهرمانان جنگ، مورد استفاده قرار گرفته‌است.ـ در نمایشنامه‌ی "حلقه‌ی مفقوده"، "بازمانده‌ی جنگ به‌خاطر بی‌توجهی دیگران سرخورده شده و به میدان مین پناه می‌برد."ـ در نمایشنامه‌ی "عطا سردار مغلوب"، "یك سردار جنگ به آسایشگاه جانبازان جنگ پناه می‌برد."علاوه بر آنچه ذكر شد در برخی از آثار نمایشی دفاع مقدس موقعیت‌های داستانی ویژه‌ای بكاربرده شده‌اند كه نه‌تنها در قالب‌های داستانی ذكرشده جای نمی‌گیرند بلكه به‌دلیل منفرد بودن نمی‌توانند به‌عنوان الگو یا قالب داستانی در این فهرست جای گیرند.ـ در نمایشنامه‌ی "این کدوم پنجشنبه است"، "ارواح چهار شهید گمنام در یک پنجشنبه در گورستان حضور می‌یابند و شاهد اتفاقاتی بر روی قبرهای خود می‌شوند."

نتیجه‌گیریپس از بررسی اكثر آثار نمایشی مكتوب در حوزه‌ی تئاتر دفاع مقدس و آمارگیری اولیه از گرایش نمایشنامه‌نویسان این حوزه به قالب‌های داستانی یازده‌گانه ذكر شده در بالا، نتایج اولیه زیر حاصل گردید:۱- جنگ شروع می‌شود ومصیبت‌های زیادی را به همراه می‌آورد: ۲/۲۳%۲- خاطرات جنگ یادآوری و باعث تسکین بازماندگان جنگ می‌شود: ۳/۹%۳- دوران اسارت موجب تغییر در زندگی آدم‌ها می‌شود: ۹/۱۳%۴- كسانی از شرایط و موقعیت جنگ سوءاستفاده می‌کنند: ۶/۴%۵- همسران شهدا و جانبازان در اثر جنگ سختی‌های زیادی را متحمل می‌شوند: ۲/۱۶%۶- آدم‌های مختلف در جنگ حضور پیدا کرده و متحول می‌شوند: ۹/۶%۷- جنگ شروع می‌شود و نیروهای متقابل ناخواسته با یکدیگر ارتباط پیدا می‌کنند: ۶/۴%۸- افرادی در اثر جنگ، جان و مال خود را ایثار می‌کنند: ۹/۶%۹- افرادی با انگیزه‌های مختلف پس از پایان جنگ در این مناطق مشغول تفحّص می‌شوند: ۳/۹%۱۰- شهدا در زندگی دوستان و خانواده‌شان حضور می‌یابند و آنها را راهنمایی می‌کنند: ۳/۲ %۱۱- بازماندگان جنگ بر اثر بی‌توجهی دیگران سرخورده می‌شوند: ۳/۲%

ناگفته پیداست كه در این آمارگیری اولیه، گرایش به اولین قالب داستانی در فهرست بالا - "جنگ شروع می‌شود ومصیبت‌های زیادی را به همراه می‌آورد"- با ۲/۲۳% ، بیشتر از سایر قالب‌های داستانی و دو قالب داستانی انتهایی – "شهدا در زندگی دوستان و خانواده‌شان حضور می‌یابند و آنها را راهنمایی می‌کنند" و "بازماندگان جنگ بر اثر بی‌توجهی دیگران سرخورده می‌شوند" – با تنها ۳/۲%، كمتر از سایرین بوده است.

منابع و مآخذ:۱. اسدی، س، ۱۳۸۳، تئاتر دفاع مقدس و بحران استراتژی، نشریه‌ی صحنه، شماره ۱۲۲. اسكندرزاده، م، ۱۳۸۵، ویژگی‌ نمایشنامه‌های دفاع مقدس/ پایان‌نامه‌ی كارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی/ واحد تهران مركزی۳. بروجردی، ا، ۱۳۸۳، نمایش دینی یا تئاتر دفاع مقدس، سایت ایران تئاتر/ سرویس تئاتر مقاومت و عاشورایی۴. توكلی، م، ۱۳۸۳، آسیب‌شناسی تئاتر دفاع مقدس، سایت ایران تئاتر/ سرویس تاتر مقاومت و عاشورایی۵. دریانورد، غ. ح، ۱۳۸۳، جنگ و گوهر نمایش، سایت ایران تئاتر/ سرویس تئاتر مقاومت و عاشورایی۶. رایانی مخصوص، م، ۱۳۸۴، تئاتر دفاع مقدس؛ نیازمند جریان مستمر و حرفه‌ای است، روزنامه شرق۷. سرسنگی، م، ۱۳۸۳، نقش هنر نمایش در ثبت و اشاعه ارزش‌های دفاع مقدس، خبرگزاری مهر/ فرهنگ و هنر۸. صدیقی، ب، ۱۳۸۳، علل ضعف نمایشنامه‌نویسی در تئاتر مقاومت، سایت ایران تئاتر/ سرویس تئاتر مقاومت و عاشورایی۹. قادری، ن، ۱۳۷۹، آناتومی ساختار درام، تهران، سوره مهر۱۰. لسكو، داوید، ۱۳۸۳، هنر نمایشنامه‌‌نویسی جنگ، ترجمه: ن، همدانی، تهران، نشر قطره۱۱. ناظرزاده كرمانی، ف، ۱۳۸۴، درآمدی به نمایشنامه شناسی، تهران،انتشارات سمت۱۲. هیهاوند، ه، ۱۳۸۳، هنر، تئاتر، جنگ، نشریه‌ی صحنه، شماره ۱۲۱۳. یثربی، چ، ۱۳۸۶، نگاهی دوباره به ساختار نمایشنامه‌های دفاع مقدس، سایت انجمن تئاتر مقاومت۱۴. یونگ، ک. گ، ۱۳۵۲، انسان و سمبول‌هایش، ترجمه: ا، صارمی، تهران، کتاب پایا

پی نویس:۱- این تقسیم‌بندی در بیشتر موارد برگرفته از پایان‌نامه‌ای است با عنوان "ویژگی‌ نمایشنامه‌های دفاع مقدس" كه توسط "محمد اسكندرزاده" در مقطع كارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی ارائه گردیده‌است.