پیام خطا

  • Notice: Undefined offset: 8 in user_node_load()‎ (line ۳۶۹۷ of ‎/home/revayat/public_html/modules/user/user.module).
  • Notice: Trying to get property of non-object in user_node_load()‎ (line ۳۶۹۷ of ‎/home/revayat/public_html/modules/user/user.module).
  • Notice: Undefined offset: 8 in user_node_load()‎ (line ۳۶۹۸ of ‎/home/revayat/public_html/modules/user/user.module).
  • Notice: Trying to get property of non-object in user_node_load()‎ (line ۳۶۹۸ of ‎/home/revayat/public_html/modules/user/user.module).
  • Notice: Undefined offset: 8 in user_node_load()‎ (line ۳۶۹۹ of ‎/home/revayat/public_html/modules/user/user.module).
  • Notice: Trying to get property of non-object in user_node_load()‎ (line ۳۶۹۹ of ‎/home/revayat/public_html/modules/user/user.module).

هنرمند تقصیری ندارد

آسیب شناسی تئاتر:

هنرمند تقصیری ندارد

آزاد مرادی: همه اركان یك اثر هنری ، از كوچكترین آن تا بزرگترینش ارزش خاص خود را دارا می‌باشد. در كار نمایش نمی توان گفت : كه نمایشنامه مهمتر است یا كارگردان ! در این مطلب برای بنده به عنوان نویسنده همه اركان تئاتر مورد نظر است .۱- خودسانسوری: سانسور ابعاد مختلفی دارد . یكی از رایج ترین اشکال آن خودسانسوری است . وقتی كسی بداند كه ممكن است كارش مسئله‌دار شود ، گرفتار خود سانسوری می شود .یعنی قبل از اینکه بخواهد چیزی را خلق كند، پیش خود فكر می‌كند كه ، نكند آن را سانسور کنند؟ همین مسئله باعث می شود كه او به جای خلاقیت ونوآوری وصراحت گویی ، اسیر تكرارو كهنگی وابهام شود. به نظر می رسد آنچه در نمایش مسئله ساز اصلی است خود سانسوری است نه چیز دیگر. هنرمنددر این زمینه مقصر هم نیست ،او نمی تواند تمام مدت برای کارش وقت بگذارد، آن هم برای کاری كه در پایان آن نداند كه مشكل دارد یانه . پس تصمیم می‌گیرد كه یا کارش را انجام ندهد ویا اینکه خودش از پیش آن را سانسور کند.۲- بازخوانی:بدون مقایسه با سایر حوزه ها باید اعتراف کرد که در این تئاتر ما بعد از نگارش متن نمایشی ، تازه مشكل شروع می شود. چرا؟ ناگفته پیداست که عده ای وجود دارند كه باید برای شما فكر كنند، باید برای شما برنامه ریزی كنند و برای شما قانون صادر كنند و موضوعات خاصی را انتخاب کنند. جالب اینجاست كه برخی از این عزیزان چندان هم در حوزه تولیدات نمایشی کارشناس نیستند. بعضی شان حتی یك خط هم نمایشنامه ننوشته‌اند. اما نمی دانم چه اصراری دارندكه روی متن دیگران نظر بدهند ونمی دانم چرا در هنگام بازخوانی یك متن همه استانسلاویسكی می شوند، اما هنوز نتوانسته‌اند كه با نام خودشان هنرمند باشند.من یك نمایشنامه داشتم، یك نمایشنامه تك نفره وبه جای لفظ نمایشنامه رویش نوشته‌بودم "بازی نامه " خواننده كه همان آقای استانسلاویسكی باشد ، در اولین حركت بنده را خلق سلاح كرد و گفت : خب دوست عزیز خوشحالم كه خودت قبول داری این چیز را كه نوشته‌ای نمایشنامه نیست و فقط یك بازی نامه است. ومن مانده بودم كه یعنی چه؟۳- دوره‌ای‌بودن: گویا كارهای تئاتر ما در همه زمین ها مسئله دار است. مثلاَ در مورد ماجرای همین تئاتر و اجرای آن همیشه وضع به این شكل است : دوره‌ای بودن ، آماری بودن ، سالیانه بودن و انگار باید چند نفر سریع و شتابزده بیایند وبنویسند و جمع شوند تمرین كنند واجرا كنند و بعد هم همه کارها باید به سرعت جمع شود در یک جشنواره و مناسبت روی صحنه برود و ... تمام . دیگر كاری نداریم تا سال بعد و مناسبت بعدی . من نمی دانم چه وقت باید مسئله برنامه‌ریزی را حل كنیم ؟ چرا نباید به این تئاتر به شكل جاری نگاه كنیم ؟ چرا در تمامی طول سال برایش برنامه‌ریزی نداریم؟ چرا تازه چند روز مانده به جشنواره ناگهان یاد آن می افتیم ؟۴- سلیقه‌ پروری: سلیقه یك امر كاملا َ شخصی است. من سلیقه را یكی از اركان اصلی هنر می دانم ومعتقدم كه بخش زیادی از یک اثر هنری به سلیقه صاحب اثر ارتباط پیدا می کند. هر هنرمند بسته به سلیقه اش پیشرفت ویا پسرفت دارد .حالا اگر قرار باشد برای او به زور سلیقه ای را تحمیل كنید،مگرمی شود انتظار یک اثر هنری ناب را داشته باشیم؟ سلیقه چیزی نیست كه به همین راحتی ، انتقال داده می شود. پروسه می خواهد . وقت می خواهد . آمادگی می خواهد . اینگونه نیست كه به هنرمندی (كه برای خودش ، به درست یا نادرست، صاحب سلیقه ای است) بگوییم كه اینطور ننویس ؟ آنطور بنویس ؟ اما در كشور ما ، همه می خواهند كه کپی های كمرنگ خود را در سطح جامعه انتشار دهند. نمی دانم چرا ؟۵- سیاست گذاری : سیاست گذاری هم از آن دسته برنامه هایی است که در حد حرف و صحبت خود نمایی می کتد و ظاهرا براساس برنامه خاصی در تئاتر ما پیش نمی رود. كلمات مترادف آن ، اینهاست : سیاست گزاری/ سیاست ما / سیاست جشنواره و....به سختی می توان فهمید كه این سیاست را، چه كسی اختراع می كند واگر اختراع می كند چگونه اختراع می كند ؟ آیا مشاوره‌ای دارد اگر دارد مثل او سیاست گزار هست یا نیست ؟ بحث درباره مدیران سیاست گذار و برنامه ها و سیاست های آنها هم از جمله مباحث مهم در مورد آسیب های تئاتر است .۶- هیئت امنا: بیاید قبل از هر چیز تعریفی ار این واژه داشته باشیم . هیئت امنا یعنی اعضایی كه در میان جمعی با رای اكسریت برگزیده شده اند و امانت دار آنها هستند. در هر صنف وطریقی این هیات باید پاسدار حقوق اعضاشان باشند. اگر خلاف این است پس ما در دوران كاری تئاتریمان در خصوص هیئت امنای انجمن نمایش دچار اشتباه بزرگی شده ایم چون همیشه آنها را امین خود دانسته ایم .... اما سوال این است كه این امین كار ساز است یا سد ساز؟ یا اینکه دست کم چگونه باید باشد ؟۷ - الگو سازی: دادن جایزه به یك متن نمایشی ( و یا چاپ یك اثر ) خود به خود ، باعث الگو سازی ، در جامعه ی هنری می شود . چرا كه دیگران فكر می كنند ، آنگونه نگارش متن ، از نظر دیگران خوبست . پس می تواند الگوی خوبی ، برای یك اثر باشد .یكی از این جوایز ( كه خیلی هم بزرگ بود : یعنی جایزه ی اول نمایش نامه نویسی ) به نمایش نامه ای تعلق گرفت كه در آن ، شخصیت های نمایشی می خواستند ، با اجرای نمایش درمانی ، مسئله ی یكی دیگر از شخصیت ها را حل كنند . اما حل نكردند ، ‌هیچ ... زدند ، او را كشتند !!! جالب اینجاست كه هیچكس هم ناراحت نشد ! چرا كه آن را با لقا الله یكی دانستند ! ( اینجوری اش را دیگر ندیده بودم !!! )من در جایی ، در باره ی این متن ، به گروه اجرایی اش گفتم كه متن ، اشكال دارد . و لی آنها قبول نكردند . خودمانیم ! گروه اجرایی حق داشت ! چرا كه متن مورد نظر ، در جشنواره ای ، جایزه ی اول متن نمایشی را به خود اختصاص داد !حالا خودتان قضاوت كنید . می شود تا دنیا ـ دنیاست به آن نویسنده ، ثابت كنی كه جایزه را اشتباهی گرفته ؟می توان به این نوشته ، تعداد دیگری از مسائل را نیز اضافه نمود . اما مهمترین ها ، همین بود كه گفته شد . به زعم حقیر ، این مسائل ، گنده نیست ! خیلی هم كوچك است ! همه ی ما ، این مسائل را از بریم . همگی آن را می شناسیم . احتیاجی به تجسس و كنكاش ندارد تا آنها را بیابیم . چون همگی‌، عیان است . اما این را با صراحت تمام می گویم كه حتم دارم ، تا دنیا ـ دنیاست ، این مسائل حل نخواهد شد !!! چرا ؟ این را نمی گویم