هنرمند باید نگاه سیاسی داشته باشد

هنرمند باید نگاه سیاسی داشته باشد

"معتقدم هنرمند باید نگاه سیاسی داشته باشد اما نگاه سیاسی او با سیاست‌ورزان و حتی با سیاستمداران متفاوت است."

در میان نمایش‌هایی که این روز‌ها در قالب سبک‌هایی چون فیزیکال، سوررئال، اکسپرسیونیسم و دیگر شیوه‌ها اجرا می‌شوند، قطعا مخاطب دوست دارد به تماشای یک نمایش رئالیستی نیز بنشیند؛ نمایشی که حرف خود را به صراحت بزند، مخاطبان خود را به هم‌فکری دعوت کند و با آن‌ها به گفت‌و‌گویی هنری بپردازد؛ کاری که نادر برهانی مرند در مقام نویسنده و کارگردان در تازه‌ترین نمایش گروه تئا‌تر معاصر انجام داده است. خانواده‌ای چهار نفره با بازی پانته‌آ بهرام در نقش عصمت، حمیدرضا آذرنگ در نقش پدربزرگ، فریدون محرابی در نقش مهیار و علی سرابی در نقش رضا در عصرگاه یکی از روزهای یکی از سال‌های تقویم در تهران به خواب دیگران می‌روند. رادیو روشن است و شاید بیانیه‌ای هم در کار باشد. آن‌ها خوابگردی می‌کنند و راوی سه مقطع مهم در تاریخ ایران‌اند. روایت‌هایی که پیش از آن‌که جناحی باشند، انسانی‌اند. آن‌چه در ادامه می‌خوانید گفت‌و‌گویی است با نویسنده و کارگردان «در خواب دیگران» که تا هشتم اسفند هر شب ساعت ۲۰ در تالار شمس موسسه اکو روی صحنه می‌رود.

 

«کابوس‌های یک پیرمرد بازنشسته خائن ترسو» به نویسندگی و کارگردانی خودتان در سال ۸۷ در سالن قشقایی مجموعه تئا‌تر شهر و «بی‌بی‌بیدل» در سال ۹۲ به نویسندگی شما و کارگردانی همسرتان، آزاده انصاری در‌‌ همان سالن روی صحنه رفت. هر دو نمایش در خواب شکل می‌گرفتند و زمان در آن‌ها عنصری با اهمیت بود. «در خواب دیگران» را می‌توان در ادامه دو تجربه قبلی‌تان و به نوعی پخته‌تر از آن‌ها دانست؟

بله به نکته درستی اشاره کردید. بعد از نمایش «مرگ فروشنده» اتفاقی در سیاق نوشتنم چه به لحاظ ساختار و چه به لحاظ بافتار رخ داد و آن اتفاق بازی با مفهوم زمان بود. این ماجرا با «کابوس‌های یک پیرمرد بازنشسته خائن ترسو» آغاز شد، در «بی‌بی‌بیدل» ادامه پیدا کرد و در «در خواب دیگران» به نوعی به پختگی رسید. این سه نمایش را می‌توان سه‌گانه‌ای با دغدغه زمان دانست که در آن‌ها این مفهوم به بازی گرفته شده است.

«در خواب دیگران» را می‌توان یک تئا‌تر سیاسی دانست؟

«در خواب دیگران» را تئاتری سیاسی به معنای درست و آکادمیک کلمه می‌دانم. این نمایش سعی می‌کند به سیاست و تاریخ سیاسی و نه به سیاست‌ورزی، نگاهی اجتماعی داشته باشد؛ نگاهی که مورد علاقه من و هم‌نسلان من است. «در خواب دیگران» می‌تواند یکی از نمونه‌های تئا‌تر سیاسی بعد از انقلاب اسلامی باشد. نمایشی که دغدغه سیاست‌ورزی، تفکر جناحی و تحلیل سیاسی ژورنالیستی و روزمره ندارد ولی مساله سیاست با نگاهی اجتماعی جزو دغدغه‌هایش است.

از چه چیزهایی پرهیز یا سعی کردید چه مرزهای باریکی را رعایت کنید تا از ورطه‌ای که عموما یک تئا‌تر سیاسی در آن آسیب می‌بیند به سلامت عبور کنید؟

اولین چیزی که هنگام روی صحنه بردن این نوع از تئا‌تر هنرمند را وسوسه می‌کند، پرداختن به هیجانات روز سیاسی است. در مورد درستی یا نادرستی این ماجرا قضاوت نمی‌کنم اما تجربه ثابت کرده است مخاطب نیز عموما این هیجان را دوست دارد و به آن پاسخ مثبت می‌دهد. برای این‌که هنرمند از تحلیل تاریخی و از نگاه عمیق و تاریخ‌مند خود بازنماند و در دامی که شاید حتی مخاطب او را به سمت آن می‌کشاند نیفتد به مراقبت نیاز است. گمان می‌کنم اگر هنرمند تسلط و تحلیل تاریخی داشته باشد می‌تواند بدون این‌که در دام روزمرگی و ژورنالیسمی که عموما همه ما را تهدید می‌کند بیفتد حرف سیاسی بزند. تلاش کردم این نکته را در «در خواب دیگران» رعایت کنم و هیجانات جناحی، سیاسی و روزمره را در آن راه ندهم، هرچند که ممکن است مانند منشور، هر کسی از زاویه ذهن خودش این اثر را به گونه‌ای ببیند، تحلیل خودش را داشته باشد و از ظن خود با کار یار شود ولی من مایلم این اتفاق نیفتد. در مجموع نگاهی هرچه عمیق‌تر، کلی تر، بشری‌تر و تاریخ‌مند‌تر را می‌پسندم.

چرا از بین برهه‌های مختلف تاریخ معاصر ایران این سه دوره را برای روایت داستان‌تان انتخاب کردید؟

این سه برهه سه مقطع از تاریخ معاصر ماست که در زمان بعد از خود موثر بوده‌اند. سه مقطعی که جدا از اتفاقات رخ داده‌اند در آن‌ها می‌توان تاریخ را به بعد و قبل از آن‌ها تقسیم کرد. این سه مقطع شبیه هم نیستند. مقطع اول، ۲۸ مرداد ۳۲ و یک کودتا است، مقطع دوم انقلاب اسلامی سال ۵۷ است و مقطع سوم یک حرکت اجتماعی است که می‌توان بر آن درنگ کرد. سه برهه‌ای که به لحاظ اجتماعی و در تاریخ سیاسی تاثیرگذار بوده‌اند. این تاثیر هم بر نظام سیاسی و هم بر مردم قابل مشاهده است. احساس کردم می‌توانم مفهوم مدنظرم را بر این سه مقطع سوار کنم. مفهوم موردنظر من چیزی نبود جز این‌که در هر سه مقطع خانواده‌ها نگرانند. انگار ۱۰۰ سال است که این نگرانی را تجربه می‌کنیم و زمان تکان نخورده است. این نگرانی در مقطع اول برای رضا پدر خانواده، در مقطع دوم برای مهیار پسر خانواده و در مقطع سوم برای عصمت مادر خانواده است. تمام حرف من همین نگرانی است. تا کی باید نگران بود. آن آرامشی که می‌تواند سرآغاز گشایش باشد و در سایه‌اش می‌توان به بلوغ و به حد و مرز انسانیت رسید چه زمانی به دست خواهد آمد.

می‌توان گفت قضاوت‌تان انسانی است و نه جناحی؟

دقیقا. معتقدم هنرمند باید نگاه سیاسی داشته باشد اما نگاه سیاسی او با سیاست‌ورزان و حتی با سیاستمداران متفاوت است. هر کدام از ما اگر می‌خواستیم کار سیاسی به معنای متداول کلمه انجام دهیم، به دامن احزاب و جریان‌های سیاسی می‌رفتیم. از همین تریبون اعلام می‌کنم که در این نمایش دغدغه سیاسی بازی یا جناح بازی نداشته‌ام و امیدوارم توانسته باشم حرفی فرا‌تر از بحث‌های سیاسی روزمره و جناحی رایج مطرح کنم که شایسته مقام و زبان تئا‌تر باشد.

ظاهرا این نمایشنامه را سه سال پیش نوشته بودید؟

(با خنده) هرچند دغدغه تاریخ و زمان دارم اما این‌گونه تاریخ‌ها را عموما فراموش می‌کنم. در مقطعی که شورای هنری در تئا‌ترشهر بودند و عموما از اهالی خود تئا‌تر هم بودند، طرح این نمایش را ارائه دادم. من و خیلی از هم‌نسلانم نمایشنامه‌های‌مان حین تمرین نوشته می‌شود و هیچ‌گاه پیش از شروع تمرین نمایشنامه کاملی در دست نداریم. روند کار من نیز عموما این‌گونه است، طبق همین روند آن زمان طرح این نمایش را ارائه دادم که تصویب نشد و مسکوت ماند تا امسال که مجددا برای اجرای آن خیز برداشتیم و خوشبختانه موفق شدیم.

اوایل سال جاری در گفت‌و‌گو‌های‌تان از نمایشنامه‌های «کمپ ۱۳» و «زمستان» به عنوان آثاری که در دست نگارش دارید نام برده و گفته بودید که با یکی از این دو نمایش در سی و چهارمین جشنواره تئا‌تر فجر شرکت خواهید کرد. سرنوشت آن دو نمایشنامه به کجا انجامید و چه شد که «در خواب دیگران» جایگزین آن‌ها شد؟

هر دو نمایشنامه را زخمی کرده‌ام و هیچ کدام تمام نشده‌اند. در صحبت‌هایم به علت تمام نشدن آن‌ها اشاره کردم. از نظر من تا زمانی که تمرین آغاز نشود و به اجرا نزدیک نشویم، پرونده یک متن بسته نمی‌شود. «کمپ ۱۳» پرسوناژ‌های زیادی دارد و یک نمایش ۱۳ نفره است. «زمستان» نیز ادامه «پاییز» است و گروه بازیگران «پاییز» که در سال ۹۳ در سالن استاد ناظر‌زاده تماشاخانه ایرانشهر و در اوایل سال جاری در همین سالن اجرا شد، باید در آن حضور داشته باشند تا بتوان ۱۰ سال بعد خانواده‌ای را که در «پاییز» دیدید نشان داد. گردهم‌آوردن ۱۳ بازیگر برای «کمپ ۱۳» و شرایط بازیگران «پاییز» که باید «زمستان» را روی صحنه می‌بردند مهیا نشد و ترجیح دادم «در خواب دیگران» را زخمی کنم (با خنده) و زخمی کردم.

«در خواب دیگران» در سی و چهارمین جشنواره تئا‌تر فجر در بخش مهمان حضور داشت و در روزهای نهم و دهم بهمن در تالار چهارسو مجموعه تئا‌تر شهر روی صحنه رفت. زمان نمایش را در آن زمان حدود ۱۱۰ دقیقه اعلام کرده بودید، چه شد که در اجرای عمومی از این زمان کاسته شد؟

ما تخمین تمرینات دور میزمان را به دبیرخانه جشنواره اعلام کرده بودیم. بعضی ما را به دروغگویی یا سفسطه بازی متهم کردند ولی واقعیت این است که در آن مقطع تمرینات ما به صورت دور میز بود و تخمین‌مان از زمان نمایش اشتباه بود. زمانی که بلند شدیم و با میزانسن در صحنه تمرین کردیم، متوجه شدیم که زمان نمایش کمتر از چیزی است که به دبیرخانه اعلام کرده‌ایم. مدت نمایش ما اکنون بین ۷۵ تا ۸۰ دقیقه است.

صحنه نمایش را به صورت سه سویه چیده‌اید و پرده‌ای بلند و جمع شده را در نقش پنجره گرفته‌اید که با هر بار رفتن نور و در تاریکی توسط بازیگران جا به جا می‌شود و هر بار در یک سویه صحنه قرار می‌گیرد؛پنجره‌ای که آدم‌های بازی از آن شاهد اتفاقات بیرون از خانه‌اند. حرکت این پرده که نقش پنجره را بازی می‌کند به سمت راست، وسط و چپ صحنه می‌تواند معرف زاویه نگاه آدم‌های خانه به مسائل پیرامون‌شان، چپ روی، راست روی یا اعتدال‌شان باشد؟

(با خنده) من چنین منظوری نداشته‌ام. هر تماشاگری می‌تواند تفسیر خودش را داشته باشد اما من چنین تعبیری نداشته‌ام. آن پرده در نقش پنجره‌ای است که با تغییر مکانش کاربری سه چهارچوب دری که در صحنه می‌بینید تغییر می‌کند. به عنوان مثال اگر در روشنایی اول، چهارچوب سمت چپ آشپزخانه است در روشنایی دوم جا به جا می‌شود و چهارچوب دیگری را به عنوان آشپزخانه می‌بینید. می‌خواستیم به دینامیزمی برسیم که با حرکت پرده و تغییر مکان سه چهار شی از جمله تابلو وان یکاد، رادیو، گلدان شمعدانی و صندلی در دکور اتفاق می‌افتد. قصد داشتیم این دینامیزم و پویایی را به گونه‌ای حفظ کنیم.

گیسو نامزد مهیار است و عروس خانواده؛ کاراکتری که او را روی صحنه نمی‌بینیم و تنها صدایش را حین صحبت با مهیار می‌شنویم. چرا آلمان را به عنوان کشوری که گیسو اکنون ساکن است انتخاب کردید؟

در هر سه مقطع تاریخی داستان ما از لحاظ ساختار عناصر هم‌پوشانی بسیاری دارد از جمله نامزد بازی مهیار و قصد او برای رفتن. در مقطع اول مهیار برای ادامه تحصیل قصد رفتن به روسیه و پیوستن به کنسرواتوار سن‌پترزبورگ را دارد، در مقطع دوم دغدغه رفتن به آمریکا را دارد و در مقطع سوم هدفش رفتن به اروپا و به طور مشخص آلمان و وین است. نامزد او، گیسو، جلو‌تر از او به آلمان رفته است و مهیار نیز قرار است برود. در واقع طراحی قصه‌هایی هم‌پوشان مدنظرم بوده است.

با توجه به این‌که متن‌های بسیاری از قلم خودتان را روی صحنه برده‌اید وضعیت موجود نمایشنامه‌نویسان برای تولید و اجرای آثار جدیدشان را چگونه می‌بینید؟

این‌که چرا اساسا نمایشنامه‌نویسان ما کمی در اغما هستند و کمتر می‌نویسند، بحثی دراز دامن است و دلایل سیاسی و فرهنگی متعددی در آن دخیل است. ما محصول گفتمان غالب دوران خود هستیم. وقتی گفتمان غالب، گفتمان فرهنگی است، نمایشنامه‌نویسان ناخودآگاه دست به قلم می‌برند و عرصه نوشتن مهیا می‌شود و وقتی گفتمان غالب، گفتمان تشویق و ترغیب برای نوشتن نیست، عکس این اتفاق رخ می‌دهد. خوشبختانه در این دوره نه مانند دوره‌هایی که در نمایشنامه‌نویسی شاهد درخشش‌هایی بودیم اما می‌توان نمونه‌هایی موفق یافت. هر چند که دولتمردان ما در این دوره هم از فرهنگ غافلند و فرهنگ جز دغدغه‌های مغفول‌شان است و متاسفم از این بابت که شاید به ناچار بیشتر به حوزه سیاست می‌پردازند. شاید گشایش فرهنگی باید از دامان گشایش سیاسی بیرون بیاید یا از دامان گشایش اقتصادی که خود از دامان گشایش سیاسی بیرون می‌آید. به هر حال آن‌طور که باید و انتظار می‌رفت فرهنگ بر مدار خود قرار نگرفته است. به همین دلیل جریان رشد نمایشنامه‌نویسی ما هم کج دار و مریز اتفاق می‌افتد. اوضاع فعلی مانند دوره‌هایی که شاهد تولید نمایشنامه‌هایی درخشان و نگاه‌های اجتماعی و سیاسی نمایشنامه نویسان در آثارشان بودیم، نیست اما مانند هشت سال پیش هم، آن‌چنان پژمرده نیست. سو‌سو‌ها و جرقه‌هایی دیده می‌شود که امیدوارم ادامه پیدا کند. گفتمان غالب فرهنگی – سیاسی با جریان نمایشنامه‌نویسی و اساسا نوشتن ارتباطی مستقیم دارد.

نادر برهانی مرند در «در خواب دیگران»، هم‌زمان نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده است؛ سه مسئولیتی که هم زمانی آن‌ها با یکدیگر قطعا بر دشواری کار می‌افزاید؟

کارگردانی تئا‌تر کاری دشوار شده است. کارگردان ناچار است یک تنه به جنگ خیلی از ماجرا‌ها برود. مخصوصا اگر کارگردان به ناچار تهیه‌کننده هم باشد و در بخش خصوصی نمایشی را روی صحنه ببرد کار دشواری پیش‌رو دارد. در این صورت بخش مهمی از انرژی شما صرف مقابله با چیزهایی می‌شود که ناچارید آن‌ها را مهار کنید و ممکن است از اصل ماجرا که تولید یک اثر هنری است باز بمانید. قبلا این‌گونه نبود. به هر حال دولت حمایتی می‌کرد و از خیلی از مسائل و حاشیه‌هایی که الان در نبود حمایت دولت به گروه‌ها تحمیل می‌شود فارغ بودیم. مهار کردن این آسیب‌ها از گروه و مخصوصا از کارگردان انرژی بسیار زیادی می‌گیرد.

نمایش بعدی که از شما خواهیم دید چه خواهد بود؟

گروه تئا‌تر معاصر دو، سه پروژه در دست دارد. یکی از آن‌ها «کمپ ۱۳» است و دیگری «زمستان». یکی از کارهایی که جزو اولویت‌های گروه‌مان است نمایش «کافه کا» به کارگردانی همسرم آزاده انصاری است. چند اپیزود کافکایی است و احتمالا بهار ۹۵ اجرا خواهد شد. نمایشنامه‌ای فرنگی به نام «والس تصادفی» که احتمالا آن را آداپته خواهم کرد. نمایشنامه‌ای که نویسنده آن ویکتور هاییم و مترجمش اصغر نوری است که لطف نکرده و این نمایشنامه را به من تقدیم کرده است.