نماد شناسی مجسمه آزادی

نماد شناسی مجسمه آزادی

سیمای عدالت با به کار گیری سمبل مجسمه آزادی و لباس زندانیان ابوغریب در پوستری از انور علی از پاکستان ارائه شده است، این پوستر منتخب جشنواره سوم مقاومت شد.

سیمای عدالت با به کار گیری سمبل مجسمه آزادی و لباس زندانیان ابوغریب در پوستری از انور علی از پاکستان ارائه شده است، این پوستر منتخب جشنواره سوم مقاومت شد.

مجسمه آزادی یا تندیس آزادی (Statute Of Liberty) که نام رسمی آن Liberty Enlightening The World (آزادی روشنگر جهان) است در سال ۱۸۸۶ میلادی توسط فرانسه به ایالات متحده آمریکا هدیه داده شد.

مراحل آماده سازی مجسمه آزادیدر ۲۸ اکتبر آن سال "استیفن گراور کلیولند" ریاست جمهوری وقت آمریکا، مجسمه آزادی را در محل فعلی آن، دهانه رود هودسن (Hudson) در جزیره آزادی که تا محله منهتن شهر نیویورک دو هزار و ششصد متر و تا شهر جرسی سیتی ایالت نیو جرسی ۶۰۰ متر فاصله دارد قرار داد. این مجسمه بنا بود در سال ۱۸۷۶ به مناسبت یکصدمین سالگرد استقلال آمریکا به اتمام برسد ولی به علت پاره ای از مشکلات مانند حمل آن به آمریکا، طولانی شدن جریان ساخت و... با ده سال تاخیر بر فراز آبهای آتلانتیس ایستاد این مجسمه با دست راست خود مشعلی فروزان را بالای سر خود نگه داشته و در دست چپ یک لوح سنگی را که بر روی آن با شماره های رومی نوشته شده JULY IV MDCCLXXVI که نشانگر ۴ ژوئیه ۱۷۷۶ میلادی تاریخ استقلال آمریکا است. درسال ۱۸۸۶ میلادی فرانسه به مناسبت یکصدمین سالگرد استقلال امریکا مجسمه آزادی را در چند تکه مجزا توسط کشتی به امریکا هدیه می کند.طراح اصلی این مجسمه "فردریک آگوسته بارتلدی" مجسمه ‌ساز ماسون فرانسوی بود البته سازه درونی آن را " الکساندر ایفل" مهندس فرانسوی برج ایفل، طراحی نمود مهندسان و طراحان دیگری نظیر "ژوزف پولیتزر" و "اوژنویوله لودوک" نیز در جریان ساخت آن نقش داشتند.ویژگی مشترک تمامی این مهندسان و طراحان عضویت در لژهای فراماسونری فرانسه بود. اين مجسمه نماد «تائيس» مــعــشـــوقـــه اسکندر است،تائيس به خاطر حسادتي كه داشت باعث شد اسكندر را وسوسه كنند تا تخت جمشيد را در ایران به آتش بكشد.

پس از انتقال این مجسمه به نیویورک امریکاییها با هزینه ای نزدیک به ۲۰۰ هزار دلار پایه ای ۴۶ متری از جنس گرانیت برای آن ساختند تا مجسمه را بر روی آن قرار دهند.حال که فراماسونهای فرانسوی برای امریکا سنگ تمام گذاشته بودند ناپسند می نمود اگر طراحان امریکایی دست روی دست می گذاشتند، و البته در عمل نیز چنین نشد و در نهایت پایه گرانیتی آنها یک کپی محض از معبد کذایی سلیمان از آب در آمد، معبدی که ماسونها برای رسیدن به نظم نوین جهانی و تشکیل حکومت ماسونی – یهودی خویش بالاخره باید آنرا بر بقایای مسجد الاقصی بنا کنند. با این تفاسیر جای تعجب هم نخواهد داشت اگر ارتفاع این ساختمان ۴۶ متر یعنی مجموع ۳۳ + ۱۳ (دوعدد مورد علاقه فراماسونها) باشد و خود تندیس نیز دارای ۱۶۸ پله به علاوه ۱ نیم پله (مجموعا ۱۶۹) باشد که بازدیدکنندگان را تا بالای برج راهنمایی کند.(۱۶۹=۱۳*۱۳(بارتلدی بر روی تاج این مجسمه ۷ شعاع نور قرار داد تا بیش از پیش نماد های ماسونی این تندیس ننگ و نیرنگ را آشکار سازد. عدد هفت در کنار سمبل های گونا گون نور از دیر باز ستوده یهودیان و کابالیست های مصر زده بود. همانگونه که آن را در شمعدان هفت شاخه یهود "MENORAH"، خورشید هفت شاخه مصریان و یا هفت ستاره منقوش در آسمان معبد سلیمان دیده اید.

به عبارتی دیگر مجسمه آزادی به نوعی نماد رشد غرب گرایی نیز هست. تائیس یا همان مجسمه آزادی، می تواند یادآور تمام این گذشته باشد. اکنون نیز ملل شرقی به تقلید از اروپاییان و در مقابل غربی ها نیز به این سلطه می نازند و این میراث شوم اسکندر و تائیس است.اما نکته بسیار بسیار مهمی که هرگز نباید از نظر دور گردد این است که تمدن غرب هرگاه افول نمود نتوانست دوباره در همان مکان ابتدایی، خود را باز سازی کند و در جایی دیگر ادامه حیات داد لذا می بینیم پس از افول یونان، رم برمی خیزد و بعد از آن غرب از اروپای میانی، انگلستان و نهایتا امریکا سر بر می آورد، یعنی غرب هیچگاه نتوانست در همان حوزه مکانی اولیه دوباره رشد نماید این تمدن آنقدر نقصان داشت که قدرت هضم تجاوزات و حتی تبادلات فرهنگی سالم را نیز نداشت.

اگر بخواهیم اندکی تاریخی تر به مسئله نگاه کنیم باید در نظر داشته باشیم زمانی که امپراتوری ایرانیان ۱۲۷ ایالت را تحت سلطه خود ساماندهی کرده بود اوج تمدن غربیان یعنی یونان هنوز از سیستم ابتدایی دولت شهرها (نه یک امپراتوری واحد) استفاده می کرد، لذا غرب ناگریز است تا با ساختن یک اتوپیای (آرمان شهر) خیالی یعنی یونان باستان تمامی مدنیت را به خود ارجاع دهد. زمانی که سخن از منطق باشد ارسطو الگو می شود اگر از ریاضیات سخن رانده شود ارشمیدوس را نشان می دهند، پدر علم پزشکی باید بقراط باشد و غیره و غیره تا من ایرانی هیچ گاه به این فکر نکنم که چرا غرب هنوز با این همه ادعا نتوانسته حقوق بشری را که کوروش ۲۵۰۰ سال پیش به بهترین نحو اجرا می کرد را حتی شبیه سازی کند. اگر لازم باشد برای من و توی ایرانی فیلم ۳۰۰ می سازند تا ما را از تمامی گذشته پر افتخارمان بیزار کنند تا مبادا شکوه و تمدن نیاکانیمان ما را دوباره به فکر فرهنگ سازی در جهان بی اندازد.آری این کینه ای دیرینه است از تمدن شرق و سترگ ایران زمین که در هیبت شعله های آتش در مشعل عفریته جنگ این الهه شوم پیوندی!!! (تائیس + ایسیس) خود را نشان داده است.صد البته غرب در این آتش کین می سوزد و خواهد سوخت چرا که پس از تلاش چند هزار ساله آنها برای منکوب و استحاله تمدن ایران زمین جوانه ی نو رسته ای دوباره و این بار در هیبت اسلام شیعی از دل ایران زمین رویید و این بار نیز ایرانیان بهترین را انتخاب کردند رویشی که به لطف حق به انقلاب نهایی موعود منجر خواهد شد.

و چه زیبا پروردگار بزرگ در قرآن، کتاب انسان فرمود:"و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمهٔ و نجعلهم الوارثین""و ما اراده نمودیم تا بر مستضعفین جهان منت گذارده و ایشان را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم ".

سایت هنر مقاومت توجه شما را به چند تصویر از این مجسمه در قالب پوستر و کاریکاتور جلب می نماید.

پوستری که در جریان جنگ سرد بین آمریکا وشوروی در سال ۱۹۶۸ توسط شیگیلین طراحی شد.

زاغه نشینان در کنار مجسمه آزادی اثر کریستوبال رینوزو از آژانتین

تبلیغات برای حضور آمریکاییها در جنگ جهانی دوم و اینکه هرگز مجسمه آزادی اسیر نخواهد شد!

پوستری که بعد از یازده سپتامبر برای نشان دادن اندوه آمریکاییها طراحی شد.

اثری از سباستین دیو از فرانسه که مجسمه آزادی را با دهن بند نشان داده که تصویری ازاعتراض به عدم وجود آزادی بیان در آمریکا است.

کاریکاتوری از اوباما از میشل رامیرز در حالیکه رئیس جمهور را به شکل ابلهانه ای تصویر کرده است که ناتوان از سرهم بندی کردن مجسمه آزادی است.