تعزیه در ایران؛ از صفویه تا به امروز

تعزیه در ایران؛ از صفویه تا به امروز

بعد از ورود اسلام به ایران و تحکیم تشیع در دوره صفویه مبانی و اصول تشیع نیز گسترش یافت. از آنجا که حادثه جان گداز کربلا و شهادت امام حسین(ع) برای جهان تشیع در همه ادوار داغی تازه بوده است، شیعیان همیشه سعی در زنده نگه داشتن این مصیبت بزرگ داشتند. یکی از این تلاش‌ها برای نشان دادن فاجعه عظیم کربلا نمایش مذهبی به نام تعزیه است.

از دوران صفویه و بعد از آن سلسله های بعد ( زندیه، قاجار، پهلوی) همواره در ایام محرم تعزیه اجرا می شد. ولی با گذشت زمان تغییراتی در نسخ خطی ایجاد شد و گاهی تعزیه رنگ تشریفاتی به خود گرفت . اما همیشه این یادآوری حادثه کربلا کم یا زیاد، ساده یا با تکلف بوده و هست و ادامه دارد.

نمایش مذهبی (تعزیه)

هنر نمایش یا تئاتر در ایران بعد از اسلام به علت منع مذهبی و مخالفت افکار عمومی جامعه دینی ایران با بسیاری از امور ذوقی و هنری تا اواخر قرن چهارم هجری به کلی منسوخ و متروک بود. این نمایش مذهبی را برای اولین بار معذالدوله دیلمی (احمد پسر بویه) شاهنشاه دیلمی ایران (۳۵۶-۳۳۴ ه.ق) پس از تسلط بربغداد، مرکز خلافت عباسی علی رغم احساسات مذهبی خلیفه و فقهای اهل سنت، دستور داد تا در آن شهر مجالس تعزیه سیدالشهدا در دهه اول محرم برپا شود بازارها بسته شد و مردم به علامت عزا لباس سیاه پوشیدند و از آن پس، این مراسم در اغلب شهرستان های ایران مخصوصا ایالات ساحلی دریای خزر؛ رد و آذربایجان معمول گردید.(شمیم، علی اصغر، ۱۳۷۴، ص ۴۱۴-۴۱۳)

نمایش مذهبی که نتیجه آن غم انگیز و یا به اصطلاح فن تئاتر از نوع تراژدی بوده که، بوسیله دسته های مخصوص در ماه محرم و صفر و گاهی در روزهای آخر ذی الحجه در دهات و شهرها اجرا می‌شد و همیشه دو تیپ خوب و بد در این نمایش بازی می کردند. بازیگران عموما مرد بودند و اجرای نقش حضرت زینب نیز در این نمایش بازیگران مرد اجرا می شد.کارگردانان نمایش سعی داشتند که تا برای اجرای نقش زنان حتی الامکان از مردانی که صدای نازک داشتند استفاده کنند. محل نمایش غالبا در یکی از میدان های شهر یا دهکده بودو گفتارها منظوم با آهنگ و گاهی بدون آهنگ به صورت گفتگوی معمولی بود؛ اجرا می شد.( همان،ص ۴۱۴) البته در گذر زمان تعزیه نامه ها دچار تغییراتی شد از جمله کاهش آوازها و کلام یک نفر و کاسته شدن از گفت و گوهای طولانی و ملال آور.( شهیدی ، عنایت ، ۱۳۸۰، ص ۵۶۲-۵۶۱)

تیپ های خوب و بد در تعزیه هم عبارت بودند از: تیپ حسین بن علی (ع) ، فرزندان،بستگان و یاران آن حضرت و تیپ بد؛ یزید بن معاویه خلیفه اموی و سرداران او و سران لشکر که با شید الشهدا وارد جنگ شدند. در تیپ خوب مهمترین نقش با حسین بن علی (ع)، عباس(ع) و زینب (ع) و در تیپ بد هم شمر و عبیدالله و یزید بودند.(شمیم، علی اصغر، ۱۳۸۷، ص ۴۱۴)

موضوعات و مضامین تعزیه با گسترش تعزیه خوانی دچار دگرگونی بسیار شد، موضوع کربلا و شهادت امام حسین دارای نقش محوری یافت و این موضوع برای تعزیه خوانی مقدم بود و هست، اینکه درباره جنگ امام تا شهادت آن بزرگوار و یارانش به طور کامل در برمی گیرید. البته پیرامون این موضوع: موضوعاتی مانند؛ رحلت پیامبر و به اسارت گرفتن اهل بیت در روزه عاشورا را هم شامل می شود .( هنوی ، ویلیام، ۱۳۶۷، ص۲۵۸)

در طول زمان تعزیه دارای یک پایگاه اجتماعی شد و موضوعات جدید به آن اضافه گردید. موضوعات عبارت بود از: 

الف: واقعه، تعزیه نامه‌هایی که به شهادت رسیدن به خصوص امام حسین (ع)و یارانش در صحرای کربلا مربوط می شد. مثل تعزیه نامه هفتاد و دو تن.

ب:پیش واقعه، تعزیه نامه فرعی که درباره یک واقعه نوشته می شد مانند تعزیه، عباس هندو که معمولا پیش از واقعه شهادت حضرت عباس اجرا می شد. ج: گوشه ، بیشتر جنبه داستانی و غیر مذهبی حتی غیر مرتبط با کربلا و عاشورا را اجرا می کردند. مانند، شست بستن دیو.(بیضایی، بهرام، ۱۳۴۰، ص۸۳)

اجرا مداوم و مستمر تعزیه سبب نسخه برداری ها مکرر از متون تعزیه نامه شده است ، به گونه ای که رونوشت بسیاری از آنها به شکل دست نویس در بعضی از کتاب خانه ها موجود است.(منزوی، ۱۳۸۲، ص۳۰۲) مثلا مجموعه کتابخانه واتیکان . حتی در برخی از این تعزیه نامه ها به زبانهای فرانسه ؛انگلیس ، آلمانی و ایتالیای هم ترجمه شده است.( ملک پور، جمشید، ۱۳۶۰، ص۲۳۰)

تعزیه در دوره صفویه و زندیه

همان طور که قبلا گفته شد تعزیه خوانی از دوره ال بویه آغاز شد و این مراسم مذهبی به مرور زمان از صورت ساده و بی تکلفی اولیه بیرون آمد پس از حمله مغول و ترکتاز تیمور با استقرار حکومت مقتدر صفویه در ایران رونق و جلوه خاصی یافت و در دوره قاجاریه علاوه بر اجرا تعزیه ، مجالس روضه خوانی و سینه زنی همراه با نمایش های مذهبی معمول گردید.( شمیم ، علی اصغر، ۱۳۷۴، ص۴۱۴) سرودن نخستین اشعار تعزیه ظاهرا با اجرای اولین تعزیه در ایران همزمان بوده است. بسیاری از مردم براین باورند که تعزیه ریشه در باورهای مذهبی پیش از اسلام داشته است.که در دوران صفویه دارای حیات شده است.( بیضایی، بهرام، ۱۳۴۰، صص ۳۱-۳۰) از نوشته جهانگردانی که در دوره صفویه از ایران دیدن کردند؛ موید این معناست که : حکومت صفویه در ایجاد و تحول تعزیه نقش بسیار مهمی را ایفا کرد.(ملک پور، جمشید، ۱۳۶۳، ص ۲۲۹) تعزیه خوانی و اجرای آن پس از دولت صفویه در دوره زندیه به حد تکامل می رسد (مسعودیه، محمد تقی ، ۱۳۶۷، ص۱۰) ظاهرا کهن ترین تعزیه نامه که در حال حاضر موجود است مربوط به عصر کریم خان زند است .( محجوب ، محمد جعفر ، ۱۳۶۷، صص ۱۸۸-۱۸۷) تعزیه در اوایل فقط در روزه های تاسوا و عاشورا اجرا می شد ، ولی از زمان سلسله زندیه مرسوم شد که از روز اول محرم تا عاشورا و برخی ایام مذهبی مثل ؛ اربعین امام حسین (ع)و یا شهادت امام علی (ع) به اجرا در می آمد.( شهیدی، عنایت ،۱۳۸۰، ص۷۴)

صادق همايوني به نقل از كتاب « تاريخ اجتماعي كاشان »‌ به برگزاري تعزيه در عهد كريم خان زند اشاره مي كند:«از عهد كريم خان زند كه تعزيه خواني و شبيه سازي باب شد اين كار اگر به صورت مجلسي بود كه در تكيه يا هر محوطه وسيعي در زير چادر برزگي بر پا مي گرديد و تعزيه خوان ها با صداي طبل و شيپور مردم را دعوت و شروع به كار مي كردند و يا آن كه در ايام عاشورا همراه دسته هاي عزادارن، تعزيه خوان ها هم سواره و پياده در حركت بودند و صحنه سازي هاي اين گونه تعزيه هاي سيار به قدري پر طول و تفصيل بود كه گاهي عبور آن ها از بازار شهر بيش از شش ساعت به طول مي انجاميد و در اين مدت فتنه و فساد و زد و خورد و حتي خون ريزي و كشتار هم اتفاق مي افتاد ... .» ( همایونی، صادق، ۱۳۵۲ ،صص ۴۰-۴۱ )

قاجاريه 

دوره ي اوج تعزيه و اهميت و ارج نهادن آن دوران قاجاريه است. در اين دوره است كه بزرگان حكومتي و رجال درباري به بر پايي تعزيه به نحوي با شكوه مي پردازند و از فراهم آوردن امكانات براي اين نمايش مذهبي جهان اسلام كوتاهي نمي كنند.« تعزيه خواني در آغاز دوره ي سلطنت قاجارها به صورت يك نمايش آييني – مذهبي جلوه گربود و روند تحول و تكامل را پيمود . فتحعلي شاه مردي مذهبي يا به ظاهر مذهبي بود، به تعزيه و تعزيه خواني علاقه نشان مي داد و اين سنت مذهبي را هم در ميان مردم و جامعه همگاني كردن آن ، كما بيش نقش مهم و موثري داشت. او سرپرستي و نظارت بر امور مربوط به مراسم عزاداري و تعزيه خواني دربار و دولت را در ماه محرم به بزرگان و رجال دربار خود می سپرده و در بعضي مجالس تعزيه، بخصوص مجالس روز تاسوعا و عاشورا، كه كارگزاران دربار بر پا مي كردند حاضر مي شده است. رجال درباري و اعيان و بزرگان به علت تعصبات مذهبي به سنت آبا و اجدادي خود تمام تلاش برای برگزاری این مراسم به نحو احسن را می کردند، که هر يك به نوبه ي خود در دهه ي اول محرم در تكيه ها يا حياط هاي بزرگ خانه هايشان، مجالس سوگ و تعزيه خواني بر پا مي كردند، انگيزه ي اين گروه در تعزيه داري يكسان نبود، بعضي به نيت اداي دين مذهبي يا به جا آوردن نذر و نياز و سبك كردن بار معصيت و تلطيف روح دست به اين كار مي زند، از جمله ميرزا ابوالحسن خان ايلچي وزير امور خارجه فتحعلي شاه كه بخاطر شفا يافتن پسرش از يك بيماري ۱۴ يا ۱۵ روز بساط تعزيه بر پا كرد.»(درباره تعزيه و تئاتر ايران، تقيان ،۱۳۷۴،صص۲۲-۲۳ )

«بعضي ها تعزيه داري را وسيله تظاهر به اشرافيت و حفظ ظاهر و بدست‌‌ آوردن اعتبار اجتماعي و تحكيم و تقويت نفوذ مذهبي در ميان عامه و خود نمايي قرار داده بودند و بعضي ديگر به قصد رقابت و هم چشمي با رقيبان و به نمايش گذاشتن ثروت و مكنت خود و نيز دسته اي ديگر به منظور سرگرمي به اين كار دست مي زدند.» (دکترتاجبخش،احمد،۱۳۸۷،ص۲۴۲ ) فاضل قمي، فقيه بزرگ اماميه در دوره ي قاجار بود، كه با فتواي شايسته خود باعث ارتقاي نمايش تعزيه و به اوج رسيدن آن شد و شوق و علاقه ي همه ي اقشار جامعه را به تعزيه ي حسين بن علي (ع) برانگيخت.(مقاله تعزیه در ایران ، جعفري،۱۳۸۵،ص۲۲)

 

تعزيه خوانی در زمان فتحعلی شاه و محمد شاه

تعزيه خوانی در زمان اين دو پادشاه  هم مرسوم بوده و بيشتر در ميدانها و كاروانسراها و خانه های اعيان و اشراف برگزار می شده است  و در دوره هر دو شاه چندين تكيه جديد ساخته می شود كه بانيان اين تكايا رجال درباری و اعيان و اشراف بوده اند كه بسياری از آنان در ايام محرم  در خانه های خود تعزيه خوانی می كردند و اين تكايا را به تعزيه خوانی های عمومی اختصاص می دادند تا در ميان عامه مردم بر اعتبار و حيثيت و موقعيت اجتماعی نفوذ خود بيفزايند.

 

تعزيه خوانی در دوه ناصرالدين شاه

اوج تعزيه خوانی در دوره حكومت ۵۰ ساله ناصرالدن شاه بوده است؛ ناصرالين شاه بيش از شاهان ديگر قاجار به تعزيه دلبستگی و علاقه داشته است؛ بطوريكه در اوايل حكومت ايشان در تهران حدود۴۰يا ۴۵باب تكيه وجود داشته است.

در دوره سلطنت ناصرالدین شاه ،نمایش مذهبی یا شبیه خوانی نیز وسیله اظهار تجمل ،شکوه و جلال سلطنتی گردید و نقارخانه دولتی نیز در کار نمایش وارد شد و در اواخر عهد ناصری تجمل و تفریح نمایش مذهبی بیش از جنبه عزاداری و سوگواری آن گردید.،حتی قصه ها و داستان هایی مانند: داستان درة الصدف ، تعزیه امیرتیمور،تعزیه حضرت یوسف و عروسی دختر قریش، که هیچ ارتباطی با فاجعه کربلا نداشت در این هنر نمایشی وارد شد و بدین ترتیب ، نمایش مذهبی به صورت یک صنعت و هنر خاص در آمد.( شمیم ،علی اصغر ، ۱۳۷۴،ص ۴۱۵) و اما ببينيم امير كبير كه وزيري مصلح و آباد كننده است براي تعزيه چه مي انديشد و اوضاع تعزيه پس از او چگونه است؟« از جمله نخبگان قاجاريه ميرزا تقي خان امير كبير است كه توجهي خاص به تعزيه داشت. يكي از شعرا به نام شهاب را وادار كرد تا اشعاري براي تعزيه بسرايد اما پس ازامير كبير و قتل ناصرالدين شاه توسط ميرزا رضاي كرماني تكيه دولت و تعزيه داري در آن از جلوه افتاد و در پي فتواي برخي فقها و اعلام مخالفت خود با برپايي مراسم تعزيه به تدريج از حوزه ي كارهاي عمومي و دولتي كنار رفت و عزاداري به حركت دسته ها محدود گرديد تا اين كه در اواخر دوران قاجار ( خلع محمد علي شاه ) استفاده از تكيه‌ي دولت براي تعزيه خواني به كلي موقوف گرديد ، تكيه متروك شد و رو به ويراني نهاد.» (از مرثیه تا تعزیه ، گلي زواره ،۱۳۸۷،ص۴۷)در اواخر سلطنت اوشمار تكيه ها به۷۰تا۸۰ باب رسيده بود افزايش تكيه به دو برابر، در مدتی كمتر از نيم قرن نشان دهنده رشد و رواج تعزيه خوانی در دوره ناصری می باشد علاوه بر خواندن تعزيه در تكيه ها، درميدان ها و كاروانسراها و منازل اعيان و اشراف برگزار می شد.

 

تعزيه خوانی در دوره مظفرالدين شاه

مظفرالدین شاه به لحاظ روحيات خاص مذهبی به روضه خوانی بيش از تعزيه خوانی ارزش قائل بود با توجه به علاقه زياد به روضه خوانی به دليل آگاهی از علاقه و دلبستگی عامه مردم به تعزيه خوانی و همچنين سنت دربار ظاهراًعلاقه به تعزيه هم نشان می داد.

 ازاين رو دستور داد در دربار همراه با روضه خوانی مجالس تعزيه و شبيه خوانی نيز برگزار كنند؛ اگر چه دوره مظفرالدین شاه بدليل آغاز تجدد خواهی و مشروطه تعييراتی ايجاد شد و موجب گرديد تا اندازه ای ارزش و اهميت پيشين خود را از دست بدهد.

 

تعزيه خوانی در دوره محمد علی شاه و احمد شاه

دوره سلطنت محمد شاه و احمد شاه آخرين سالهای تعزيه طولانی درتكيه دولت بوده است؛ پس از آن تعزيه خوانی در اين تكيه تعطيل می شود و رفته رفته از اوج و رونق آن در ميان اعيان و اشراف و طبقات متوسط و اقشار متجدد كاسته می گردد.

حوادث گوناگون سياسی و اجتماعی و پيدايش تياتر و نمايش و نمايش واره ها و سرگرميهای تازه در ايران به خصوص در تهران و تغيير و تحول كه در وضع زندگی و طرز تفكر گروهی از تحصيل كردگان و فرنگی مآبان جامعه شهری پديد آمده بود سبب شد كه اين دسته از مردم تهران، به تعزيه خوانی توجه وعلاقه چندانی نشان ندهند.

اعيان و اشراف متدين نيز، با توجه به خرده گيريهای برخی از روحانيان از شبيه خوانی و مخارج نسبتاً سنگين و كلان اين مراسم رفته رفته علاقه مذهبی خود را به برگزاری تعزيه ايام محرم از دست دادند و بيشتر به برپايی مجالس روضه و نوحه خوانی پرداختند.

دلبستگی به موسیقی و عشق به شنیدن آهنگها و الحان روح پرور یک امر فطری و طبیعی است و هیچ عاملی نمی تواند آن را از میان بردارد لیکن موسیقی نیز مانند سایر امور ذوقی و هنری تابع تحولات اجتماعی و سیاسی نیز تابع وضع اقتصادی است. در هر زمان که زندگی مردم قرین رفاه و آسایش بوده ،در برابر موانع و مشکلات اجتماعی و سیاسی ،موسیقی هم دچار تحول گردید و به هر تقدیر به صورتی خاص جلوه کرده است . چنان که در دوره قاجار یه که جامعه ایرانی ،یک جامعه مذهبی بود موسیقی نیز رنگ و جلوه مذهبی به خود گرفت و آهنگ های موسیقی ایرانی از دستگاه های مختلف با عبارت منظوم مذهبی توام گردید و بوسیله بازیگران (شبیه خوانان) نمایش مذهبی (شبیه خوانی) که اکثر دارای صورت خوش و دلنشین بودند اجرا می شد و بدین ترتیب آهنگ ها و ترانه های غم انگیز مذهبی گوش به گوش و سینه به سینه نقل و بوسیله اطفال و جوانان در کوچه و بازار خوانده می شدو در برابر آهنگ ها و ترانه های شور انگیز و نشاط آور محلی که از دیر باز در میان ایلات و عشایر و مردم روستانشین نواحی مختلف ایران رواج داشته موسیقی جدیدی بوجود آمد که آن را می توان موسیقی مذهبی نامید.(همان،ص ۴۲۰)نمایش مذهبی یا شبیه خوانی از نوع نمایش های منظوم آهنگ دار بود و کارگردانان نمایش در کار خود مهارت کامل داشتند و چون شبیه خوانی مورد توجه و علاقه خاص ناصرالدین شاه واقع شد و رنگ اشرافیت و تجمل به خود گرفت ، رهبران نمایش درباری (کارگران و رهبرتعزیه و شبیه خوانی را معین البکاء و معاون او را ناظم البکاء می خواندند)علاوه بر اصلاح نسخه های شبیه خوانی در انتخاب گفتارهای منظوم و آهنگ های متناسب با پرسناژهاکوشش وسلیقه زیادی به کار بردند. نقارخانه دولتی که وارد دستگاه نمایش شدند و برای هر یک از پرسناژ ها آهنگ خاصی از یکی از دستگاه های موسیقی ایران انتخاب گردید.مثلا برای حضرت عباس (ع) آهنگ چهارگاه و برای دیگر آهنگ عراق و حجاز ؛برای حضرت زینب (ع) آهنگ کبری. هنگام مکالمه منظوم سیدالشهدا (ع) با عباس (ع) اگر سیدالشهدا آهنگ شور می خواند عباس (ع) با همان آهنگ جواب می داد. (همان)تعزیه خوانی هرچند در دوره قاجار جنبه مذهبی و سوگواری داشت ،خود موجب حفظ نغمات ملیرو ردیف ها و گوشه ها دستگاه های موسیقی ایرانی گردید.، چون خواننده خوش صدا بهتر می توانست در دل تماشاچیان تعزیه و عزاداران رخنه کند، کارگردانان ،تعزیه خوانانی را که صدای گرم و خوش آهنگی داشتند را برای نقش های تعزیه انتخاب می کردند و این جوانان مدتی نزد تعزیه خوانان استاد ماهر که به موسیقی ایرانی کاملا آشنا بودند طرز صحیح خواندن را فرا می گرفتند و تمرین می کردند و بدین ترتیب مکتب تعزیه و شبیه خوانی ، خوانندگانی را پرورش داد که در فن آواز خوانی به تبحر و در مقام موسیقی ایرانی به مقام هنری رسیدند.( شمیم ، علی اصغر، ۱۳۷۴، ص۴۲۰)استاد هنرمند رو الله خالقی سعی فراوانی برای جمع آوری نام خوانندگان هنری که در دوره قاجار در مکتب شبیه خوانی پرورش یافته اند بکار برده و نام عده ای را در تالیف نفیس خود آورده است ، از جمله این هنرمندان یکی سید احمد خان است که در تعزیه نقش "عباس (ع)" و" حربن یزید ریاحی" را ایفا می کرده و نخستین خواننده ای است که آواز او در صفحات موسیقی مخصوص گرامافون ضبط شده است ." قلی خان شاهی "هم که به علت داشتن صدای نازک نقش حضرت زینب (ع) را بازی می کرده و آواز دشتی را بسیار خوب می خوانده و علاوه برشرکت در تعزیه ، خواننده مجلسی هم بوده و آهنگ های ضربی و تصنیف میخواند که چند صفحه از کارهای وی باقی مانده است.(همان، صص ۴۲۱-۴۲۰) 

*پس از قاجاريه تا امروز

دوره ي پهلوي، دوره افول تعزيه است، تعزيه رو به زوال مي گذرد و انگيزه اي براي دسته هاي تعزيه خواني باقي نمي ماند كه به اين كار مداومت ورزند.«‌ در دوره ي پهلوي ديگر از تكيه ي دولت يادگار دوران شكوه تعزيه دوره قاجاری ديگر خبري نيست، تعزيه به همان سرعت كه به وجود آمده بود رو به زوال گذاشت و دسته هاي بازيگران براي تأمين معاش مجذوب ارزش تجاري شدند، دسته ها براي بدست آوردن بهترين جا ها براي نمايش با هم در نزاع بودند. افرادي كه هزينه هاي تعزيه را متقبل مي شدند كم و كمتر شدند ، بنابراين هنگام اجراي تعزيه بازيگران به جمع آوري پول از تماشاچيان مي پرداختند، در حساس ترين موقع، تعزيه قطع مي شد. هم چشمي ميان دسته هاي حرفه اي يا نسبتاً تجاري و كارهاي آنان از جمله دزديدن نسخ خطي از يكديگر و افزوده شدن تعزيه خوانان روي تعزيه تاثير بدي گذاشت.» (صادق، همايوني ، ۱۳۸۰ :صص ۱۴۸و۱۴۹ )«با روي كار آمدن رضا خان اجراي تعزيه و مراسم سوگواري مشابه آن ممنوع گرديد و از سال ۱۳۱۲ هجري شمسي در اثر جلوگيري از تعزيه خواني ، دست اندر كاران اين نمايش، شهرها را رها كرده و روانه ي روستاها و نقاط دور افتاده ي كشور شدند، به كارهايي مانند دست بردن در نسخه هاي اصيل ، دگرگون نمودن متن تعزيه ها و ايجاد تحريف در برخي صحنه ها به منظور تأمين اهداف خوانين و حكمرانان محلي پرداختند. گرچه تعزيه از شهرها دور شد و از فرهنگ شاهي و سنت هاي درباري مصون ماند ولي در روستا ها گرفتار مطالب موهوم و فرهنگ هاي عاميانه گرديد. پس از سقوط رضا خان در سال ۱۳۲۰ ه.ش و روي كار آمدن محمد رضا، تعزيه با قوت بيشتر و تجديد حيات گذشته و جلوه هاي هنري بازمانده از دهه هاي قبل، حضور خود را در برخي محافل شهري نشان داد ولي به دوران اوج خود يعني عهد ناصري بازگشت، هم چنان به صورت موروثي و عادات مذهبي با شيوه هاي ابتدايي و با امكانات ساده اجرا مي گرديد و اثري از نضج مجدد ، تنوع و بازسازي متون نسخ در آن مشاهده نگرديد.در اين دوره ( پهلوي ) با به اجرا درآمدن مجلس تعزيه ي عبدالله عفيف در سال ۱۳۴۴ ه.ش درتهران و نيز برگزاري چند تعزيه در شيراز ، تعزيه در شهرهاي بزرگ ديگر متداول گرديد اما هرگز به رونقي كه شايسته باشد دست نيافت. با پيروزي انقلاب شكوه مند اسلامي و بر اثر تأكيد هاي مكرر رهبر فرزانه حضرت امام خميني(ره) ، مبني بر اجراي عزاداري سنتي با شكوه، تعزيه خواني رواج رو به رشدي يافت. اما تعزيه بر همان روش قبل و روال آفت زاي خود برگزار گرديد و حتي پاره اي از مركز فرهنگي به انتشار متن هاي مخدوش آن روي آورده اند و به بهانه‌ي نشر ميراث ملي و هنرهاي مردمي و حمايت از سوگواري هاي سنتي و بومي در اين راستا به تلاش هاي پرداختند.»(از مرثیه تا تعزیه ، گلي زواره ، ۱۳۸۲ :صص ۴۸و۴۹ )

منابع و ماخذ:-بیضایی،بهرام، گوشه ای از تاریخ در نمایش در ایران،آرش،تهران، ۱۳۴۹-تاجبخش، احمد، تاریخ و تمدن فرهنگ ایران اسلامی در دوره قاجار، انتشارات نویدشیراز، ۱۳۸۲.-تقیان، مقاله تعزیه تئاتر در ایران ،۱۳۷۴.-جعفری، مقاله تعزیه درایران،۱۳۸۵.-شمیم، علی اصغر، تاریخ تحولات دوره قاجاریه، مهارت، تهران،۱۳۷۵.-شهیدی، عنایت، پژوهشی در تعزیه و تعزیه خوانی ، تهران، ۱۳۸۰.-زواره، گلی،از مرثیه تا تعزیه، تهران، ۱۳۸۷.- ملک پور، جمشید، ادبیات نمایش ایران، تهران، ۱۳۶۳.-مسعودیه ، محمدتقی، موسیقی مذهبی ایران، تهران ،۱۳۶۷.-محجوب، محمد جعفر، تاثیر تئاتر اروپایی و نفوذ روشهای نمایش آن در تعزیه ، تعزیه هنربومی و پیشرو ، ترجمه داوود حاتمی ،تهران،۱۳۶۷.-همایونی، صادق، سیر تکامل تعزیه ایرانی، انتشارات کاوه، تهران، ۱۳۵۲.-هنوی، ویلیام، صورت خیالی قالبی در تعزیه ، ترجمه داوود حاتمی ،تهران،۱۳۶۷.