در تئاتر مستند واقعه ملموس تر است

نگاهی به نمایش «هفت روز از تیر ۶۰»

در تئاتر مستند واقعه ملموس تر است

این نمایش بر پایه «تئاترمستند» به روی صحنه رفته است. تئاتر مستند فرمی از تئاتر است که به بررسی اتفاق های تاریخی یا معاصر سیاسی و اجتماعی می پردازد.

سال ۱۳۶۰ از سالهای پرتلاطم تاریخ ایران است. اوج ترورهای منافقین در این سال اتفاق افتاد. نیروهای انقلابی در چندین جبهه در حال مبارزه بودند. تجاوز نیروهای بعث عراق به مرزهای ایران اسلامی از یک سو و از سوی دیگر عملیات های خرابکارانه منافقین که جملگی ترور مردم عادی و شخصیت های مهم کشوری را در بر داشت، فضای ناامنی را بر کشور تحمیل کرده بود.  اما بزودی با ورود نیروهای اطلاعات کشور و دستگیری بسیاری از این گروه های خرابکارانه این ترورها به پایان رسید. ولی خُسران بسیاری از شخصیت های دینی و سیاسی کشور هنوز بعد از گذشت سالها از شهادت آنها احساس می شود.

تاریخ اوایل جمهوری اسلامی ایران لبریز از اتفاقات و حوادثی است که می توانند دستمایه مناسبی برای تولید آثار هنری اعم از تئاتر و فیلم باشند. کما اینکه در مقوله سینما فیلم « ماجرای نیمروز» به همین مقوله اتقاقات اوایل دهه ۶۰ می پردازد. اما در تئاتر بسیار کم به حوادث و رویدادهای تاریخ کشور پرداخته شده است.

نمایش «هفت روز از تیر شصت» به کارگردانی کامران شهلایی و محمدلارتی به دوران اوج ترورهای منافقین در کشور می پردازد؛ در برهه ای از تاریخ کشور که منجر به شهادت دکتر بهشتی و ۷۲ تن از یارنش می شود.

این نمایش بر پایه «تئاترمستند» به روی صحنه رفته است. تئاتر مستند فرمی از تئاتر است که به بررسی اتفاق های تاریخی یا معاصر سیاسی و اجتماعی می پردازد. در این بین موضوع هایی با گرایش های سیاسی جایگاه مهم تری دارند. مواد و مطالب اولیه ی تئاتر مستند می تواند از مدارک، پروتکل ها و صورت جلسه های دادگاه ها، گزارش ها و اخبار روزنامه ها، فیلم های مستند، عکس ها، صداهای ضبط شده و مصاحبه ها تشکیل شود.

پرواضح است که در نمایش «هفت روز از تیر شصت» از گزارش ها و اخبار روزنامه ها، فیلم های ضبط شده که بسیاری از آنها به رویدادهای حول محور اصلی (شهیدبهشتی) می چرخد اختصاص دارد؛ مانند جلسات مجلس شورای اسلامی که به جلسه این شورا برای رای عدم اعتماد به بنی صدر تشکیل شده بود، یا به خاطرات ضبط شده یک بازیگر از شهید بهشتی. نمایش در جای جای خود از این گونه منابع برای رسیدن به یک روایت جامع و مستند استفاده می کند. اما مهمترین منبع برای این نمایش مصاحبه با بازماندگان و دوستان افرادی است که نمایش درباره آنهاست.

در تئاتر مستند داستان افراد واقعی به نمایش در می آید که غایب، دور از دسترس یا مفقود هستند یا از دنیا رفته اند. نه فقط داستان آن افراد، بلکه حقیقت باورپذیری از زندگی آن ها توسط ابزار متعددی مثل صحنه ی اجرا، بازیگر و مستنداتی از قبیل عکس، فیلم و صدا به تصویر کشیده می شود.

نمایش «هفت روز از سال شصت» عمدتا درباره شهید بهشتی و محمدرضا کلاهی است. هر دو افراد غایب این نمایش هستند. بهشتی سالهاست که شهید شده است و محمدرضا کلاهی فرد مرموز و عامل انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی است که سالهاست کسی از سرنوشت او اطلاع ندارد. نمایش به سیر اتفاق فوق و حادثه انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی می پردازد. و از این رو این ماجرا را از منظر بازماندگان آن حادثه و افراد دیگری که در حزب فعال بوده اند روایت می کند.

با وجود اینکه تئاتر مستند بر پایه ی حقیقت استوار است، از طریق بازنگری وقایع بخصوص سیستم باور و تعلقات سیاسی فردی که آن را به تصویر می کشد، شخصی سازی می شود. شخص با کمک گرفتن از تکنولوژی برای بعد بخشیدن و تکثیر واقعیت اتفاق افتاده، نسخه ی به خصوص خود را از واقعیت خلق می کند. این تکنولوژی می تواند از ابزار زیر باشد: ویدئوپروجکشن، دستگاه ضبط صدا و ماشین کپی.

البته که در این نمایش شاهد نوعی عامل شخصی سازی هستیم. نویسنده و کارگردان ماجرا را از زاویه دید چه کسانی روایت می کند؟ عمده تمرکز راوی بر پایه روایات جواد سرافراز و همسرش است. از سویی مشاهدات سه تن دیگر در این میان حائز اهمیت است. ابتدا شخصیت نادعلی و سپس نماینده مجلس و دست اخر خانم تایپیست دفتر حزب که البته کمترین نقش در روایت را دارد. خانم تایپیست به بیان سالهای حضور خود و نحوه برخورد افراد حزب با خود می پردازد. یعنی روایت زن نه روایت از روز حادثه بلکه ذکر اخلاقیات و روحیه انسانی شهید بهشتی است که این مورد را با ذکر خاطره ای از شهید نشان می دهد. استفاده از تکنولوژی مانند ویدئوپروجکشن منحصر به اتفاقات مجلس شورای اسلامی و برخی سخنرانی های شهید بهشتی و اوضاع پرتلاطم کشورمانند زدو خوردهای خیابانی در سال شصت است.

تئاتر مستند بیشترین بهره خود را از تعلقات سیاسی می بیند. اتفاقات سیاسی و افرادی که در یک کنش سیاسی حضور داشته اند جنبه ای است چالش برانگیز و دور از دسترس برای بسیاری از افراد. اما در تئاتر مستند می توان به این افراد نزدیک شد. و بر پایه مستندات و البته موضع گیری های خاص می توان به آن پرداخت. موضع گیری از این جهت که همواره در یک موضوع خاص علیه یا له یک مورد وجود دارد. اما این نویسنده یا کارگردان است که باید انتخاب کند که کدام یک از مستندات را در اولویت قرار دهد و به آن رجوع کند.

بهترین توصیف از تعلق سیاسی تئاتر مستند را پیتر وایس در آخرین پاراگراف از یادداشت خود درباره ی تئاتر مستند ارائه می دهد: «اتفاق تئاتر مستند فقط زمانی ممکن است که فرد، آن را به عنوان یک گروه آموزش دیده ی سیاسی و اجتماعی به حساب آورد که توانایی انجام یک تحقیق علمی با پشتیبانی یک آرشیو جامع را دارد. تئاتر مستند از راه های واقعی/ حقیقی علمی با پشتیبانی یک آرشیو جامع را دارد. تئاتر مستند از راه های واقعی/ حقیقی هر چند غیر قابل تشخیص پشتیبانی می کند و حتی در نکته های بسیار کوچک هم به صورت کامل و مشخص عمل می کند.»

جنبه دیگری که در تئاترمستند دیده می شود جنبه آموزشی آن است. تئاتر مستند بر خلاف تئاترداستان گو روایت خود را بر اساس اتفاقات واقعی می گذارد. حال در این روایت ما شاهد یک رویداد و حادثه هستیم که اطلاعات محدودی از آن وجود دارد. نمایش در واقع جنبه هایی بازسازی شده بر اساس مستندات دارد. آنچه به حادثه انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی مربوط است، دامنه اطلاعات محدودی است که از این واقعه در دست است؛ بخصوص اطلاعات محدود درباره محمدرضا کلاهی عامل اصلی انفجار که در این نمایش به طور مستقیم به آن پرداخته می شود.

تفاوت تئاتر مستند و دیگر فرم های تئاتری به ویژه تئاتر داستانی و غیر واقعی در این جاست که شکل گیری تئاتر مستند از طریق ابزار آرشیوی، صداهای ضبط شده، ویدئو فیلم، عکس و غیره صورت می گیرد.

درباره اجرا و ساختار روایی « هفت روز از تیر شصت» به چند نکته می توان اشاره کرد. روایت از ساختاری موازی بهره برده است. شخصیت همسر سرافراز، جواد سرافراز، نادعلی و ... روایت های موازی در نمایش دارند که به تناوب بر روی صحنه روایت خود را ارائه می دهند. در بخش اول این روایت، اطلاعات مستقیم به مخاطب داده می شود. شخصیت ها خود را معرفی می کنند و ارتباط خود با سایر شخصیت هایی که درگیر حادثه انفجار بوده اند را ارائه می دهند.   

در بخش دوم به روز حادثه پرداخته می شود و جزیی ترین اطلاعات درباره این روز از نگاه شاهدان روایت می شود. یکی از عوامل مهم جذابیت در این نمایش که به نوعی نمایش را دیدنی و جذاب نموده است شخصیت مرموز و ناشناخته کلاهی است. کسی که سالهاست متواری شده است و کسی از سرنوشت او اطلاعی در دست ندارد. دامنه ارائه اطلاعات ریتم نمایش را ایجاد می کند. تکرار صحنه های راویان ریتمی تصاعدی و شتاب دهنده ایجاد می کند تا تماشاگر را به نقطه اوج داستان برساند.

 کارگردان درطراحی میزانسن ها صحنه را به سه قسمت تقسیم نموده است. شخصیت کلاهی در تمام طول نمایش در سمت راست صحنه باقی می ماند. او یا در جلوی صحنه در حال تلفن زدن است یا در پشت یک پنجره و پشت میزش نشسته و حرف می زند. وسط صحنه در اختیار سرافراز و همسرش و نادعلی است. همسر نادعلی با نزدیک شدن به پایان نمایش به سمت جلو می آید و به تماشاگر نزدیک می شود. طراحی این میزانسن برای تاثیرگذاری و ایجاد اراتباط به واسطه احساسات شخصیت زن است. اما در سمت چپ صحنه عمدتا نماینده مجلس و زن تایپیست حضور دارند. آنها بر روی یک صندلی می نشینند و روایت خود را بازگو می کنند. این نوع میزانسن ایستا همسان با شخصیت و کنش انها در داستان پیش می رود.

می توان گفت که کارگردان این نمایش گونه تئاتر مستند را بخوبی برای روایت خود از یک حادثه واقعی انتخاب نموده است.  روایت داستان ۷ تیر ۶۰ از نگاه تئاتر مستند علاوه بر زیبایی شناسی خاص این گونه تئاتری، مخاطب را به درک تازه ای از تاریخ و روایدادهای واقعی در قالب تئاتر می رساند.