آدمهای جنگ و صلح

ضرورت و نقش بازآفرینی وقایع دفاع مقدس در تئاتر امروز در گفت وگو بادکتر مسعود دلخواه ، دکتر قطب الدین صادقی و محمد یعقوبی

آدمهای جنگ و صلح

با گذشت چند دهه از وقایع سالهای جنگ و دفاع مقدس و بلوغ نسل های پس از آن که درک و دریافت شان از بخش زنده ای از تاریخ را از طریق شنیده ها و خوانده هایشان کسب کرده اند و می کنند ، این مسئله که بازآفرینی وقایع سالهای دفاع مقدس در صحنه تئاتر و بر صفحه نمایشنامه تا چه میزان ضرورت دارد و چه نقشی را می تواند در تئاتر امروز بازی کند از سوی سه تن از کارگردانان شناخته شده تئاتر مورد بررسی قرار گرفت.دکتر مسعود دلخواه ، دکتر قطب الدین صادقی و محمد یعقوبی نظراتشان درخصوص تئاتر جنگ و بازآفرینی وقایع تاریخی همچون جنگ تحمیلی را طی گفت و گویی که با سایت جشنواره تئاتر مقاومت داشتند بیان کردند.تخیل ، تفکر و آزاد اندیشیدکتر دلخواه در آغاز جنگ را از جمله وقایعی دانست که هم تاریخی است و هم به تمامی یک ملت مربوط می شود و افزود: چنین وقایعی در تمام نقاط دنیا اتفاق می افتد . وقایعی چون جنگ، نظام سیاسی ، اقتصادی و حتی فرهنگی را تحت الشعاع قرار میدهند و مسلما آثار هنری بسیاری نیز که متاثر از آن هستند در تمام دنیا خلق می شوند. اگر بخواهیم نگاه تاریخی به نقش تئاتر دراین چنین وقایعی بیاندازیم باید به یونان باستان برویم. جنگ هم در کمدی و هم در تراژدی یونان از جمله سوژه های مهم بوده است. نمایشنامه "لازیستراتا" اثر آریستوفان که کاملا ضد جنگ است تا "زنان تروا" نوشته اوریپید و "ایرانیان" اثر اشیل و چندین اثر دیگر کمدی نوشته آریستوفان را می توان در ادبیات دراماتیک یونان مثال زد که شواهدی بر جذاب بودن موضوع جنگ در تئاتر از گذشته تا امروز هستند و همچنان نیز می توانند روی صحنه بروند و مورد توجه مخاطب نیز قرار بگیرند.این کارگردان تئاتر دسته ای دیگر از آثار نمایشی را در بیان بازتاب جنگ ها معرفی کرده و تشریح کرد: در این دسته از آثار نمایشی هم مسائل انسانی و هم بیان رشادت ها دیده می شود. در کنار نمایان کردن رشادت و قهرمانی انسان هایی که برای دفاع از سرزمینشان برخواسته اند ، تصویر ویرانی جنگ هم تصویر می شود.وی با بیان نمونه هایی از این نوع بازآفرینی جنگ ها در تئاتر ، نمایشنامه و سینما بر جنبه های انتقادی و سلحشوری دراین آثار اشاره کرده و ادامه داد: به طور طبیعی وقتی یک کشور در حال جنگ است و باید آثار هنری خلق شود ، محدودیت هایی نیز برای هنرمندان وجود دارد چون نباید روحیه ها تضعیف شود. اما اگر در پایان جنگ آثار را به آنها محدود کنیم بسیاری از مخاطبین علاقه ای به دیدن مسائل تکراری و شعاری نشان نمی دهند.مسعود دلخواه لازمه بازآفرینی وقایع جنگ را نشان دادن تاثیراتی که از جنگ بر اقتصاد و جنبه های ملی و انسانی تا سالها باقی می ماند عنوان کرده و افزود: با این رویکرد باید دید آیا می توانیم انگشت روی موضوعاتی بگذاریم که کمتر پرداخته شده اما بخشی از واقعیت های آنم دوران بوده اند؟ آیا مسئولین فرهنگی این اجازه را می دهند که هنرمندان با نگاه انتقادی به موضوعات نگاه کنند؟ آیا می توانیم به بازماندگان جنگ و واقعیت امروز شان بپردازیم یا باید یک سری از مسائل را تکرار کنیم؟وی تاکید کرد که اگر هر ساله خودمان را به موضوعات مشخصی محدود کنیم ،نسل جوان کمتر با آن ارتباط می گیرد . حتی در این مقوله نیز همه چیز به نگاه تازه ما بستگی دارد. اصولا هر پدیده ای که خلق می شود باید هر ساله باید با نگاه نوتر و خلاقانه تر پرداخته شود و حساسیت ها نیز باید نسبت به آن کمتر گردد.وی هنرمند را مانند کسی معرفی کرد که چراغ در دست دارد و گوشه های تاریک زمانه خودش وحتی تاریخ را نشان می دهد.این مدرس تئاتر در بخش دیگری از صحبت هایش به تمامی هنرمندان تئاتر دفاع مقدس نیز یادآور شد که هیچ گاه نباید از یاد ببرند که کشوری که از خودش دفاع کرده ، مورد تهاجم قرار گرفته و آن همه فداکاری ها داشته ایران بوده است.دکتر دلخواه درپاسخ به این سوال که به عنوان کارگردانی که بخشی از وقایع جنگ تحمیلی را روی صحنه برده اید ، چقدر بر باین واقعیت های تاریخی تاکید دارید و چه میزان اجازه می دهید تخیل در اثرتان راه داشته باشد گفت: واقعیت یک موضوع نسبی است و هنرمند مختار است که از دید خود به وقایع نگاه کند و تا آنجا که ادعای مستند بودن نداشته باشد می تواند از تخیل خود استفاده کند. همین جاست که فاصله گزارش تاریخی و اثر هنری نمود پیدا می کند.وی با اشاره به نمونه آثار تاریخی شکسپیر(هنری پنجم و هشتم ، ریچارد سوم، ژولیوس سزار و...) به نمایشنامه هایی که در آن نویسنده تخیل خود را با تاریخ در آمیخته و شاهکار های هنری و فاخری برای تمامی زمان ها خلق کرده پرداخت. دلخواه در تکمیل این بحث به نمایشنامه شکار روباه نوشته دکتر رفیعی اشاره کرده و تاکید کرد: اثر هنری وقتی ماندگار می شود که هنرمند آزادانه آنچه در ذهن دارد را تصویر کند.در بخش دیگری از این گفت و گو مسئله سفارش به هنرمندان مطرح شده و دکتر دلخواه سفارش را زمینه ای برای خلق آثار مقطعی دانست. وی ادامه داد: موضوع محدود به مکان و زمان خاص است و با گذشت چند سال منقرض می شود. تخیل ، تفکر و آزاداندیشی وقتی با وقایع مستند همراه شوند اثری ماندگار می آفرینند که تا زمان باقیست قابلیت اجرا دارد.تحلیل ، باورپذیری ، کسب انرژی های تازهدکتر قطب الدین صادقی نیز درخصوص بازتولید وقایع جنگ دو رویکرد متفاوت را مورد بررسی قرار داده و گفت: دو رویکرد نسبت به تاریخ جنگ در جهان وجود دارد یکی بازتولید بدون دخل و تصرف است تا در پرتو آن یک ایدئولوژی برای توجیح کنندگی سیاستهای روز شکل بگیرد.وی این نوع بازتولید را در حد تکرار و با همان بار احساسی و حق به جانب معرفی کرده و در بیان نمونه هایی ازآثار نمایشی در این دسته به فیلم هایی که هالیوود درباره قوم یهود و وقایع سالهای جنگ جهانی دوم می سازد اشاره کرد و افزود: در این دسته از فیلم ها موجودیت اسرائیل توجیه می شود آن هم بدون تحلیل و کاملا حق به جانب و در حد یک تکرار صرف!این استاد دانشگاه نوع دیگری از آثار تولید شده در باره جنگ ها را دارای نگاه تحلیلی عنوان کرد و توضیح داد: این نوع از آثار معمولا پس از پایان جنگ که آب ها از آسیاب افتاد خلق می شوند و معمولا تحلیلی ضد جنگ ارائه می دهند و هشدارهایی برای جامعه در خود دارند.وی با اشاره به آثار بوشنر ، برشت ، ژیرودو و ... گفت: در این آثار ویرانی اخلاق ، تمدن ، صنعت و کشاورزی در جنگ تصویر شده است.صادقی ، نگاه تحلیلی را نافع و در زمینه کسب انرژی های تازه موثر عنوان کرد.این کارگردان تئاتر در انتقاد از جشنواره های تئاتر به حضور نیروهای غیر متخصص در آن ها اشاره کرده و توضیح داد: در این جشنواره ها افراد مبتدی و غیر متخصص که می دانند لقمه چرب تری در آن وجود دارد کار ارائه می دهند و اغلب هم به صورت بزن و در رویی ، بدون توجه به کیفیت هنری و فرهنگی و تاثیرگذاری کار می کنند. حتی با نگاه ایجابی نیز ، کارها ضعیف هستند.وی تولید بر اساس دستورالمعل را نفی کرده و تاکید کرد: تولید تئاتر باید خودجوش و با درک ضرورت باطنی و بدون فرمول روشن صورت بگیرد. هنرمند باید اندیشه هایش را به فرهنگ جامعه و تئاتر ارائه دهد.در بخش دیگری از این گفت و گو ، دکتر صادقی به نشان دادن افراد فوق طبیعی در تئاتر دفاع مقدس پرداخته و آن را یکی از عمده ترنین ضعف های این دسته از نمایش ها عنوان کرد و افزود: وقتی افراد واقعی را دارای ابعاد غیر واقعی به خصوص به لحاظ اعتقاددینی نشان می دهید و بدور از اعتقادات وطنی ، نگاه متناظر یک به یک را از دست داده اید و کمترین باورپذیری را خواهید داشت.وی تاکید کرد اگر در این کارها اتفاقات با واقعیت منطبق نباشند ، غیر قابل قبول خواهند بود و از سوی دیگر نیز هر نمایش باید چیز تازه ای با خود داشته باشد وگرنه فایده تکرارچیست؟ضرورت یادآوری ، حیات مجدد متن در طول زمانمحمد یعقوبی ، کارگردان و نمایشنامه نویس نیز با اشاره به فیلم های متعددی که هر ساله درباره جنگ جهانی دوم ساخته می شود ، ضرورت این توجه بی وقفه را در تاکیدی که بر زنده نگاه داشتن یاد آن وجود دارد دانست و گفت: جنگ تاثیر به سزایی در روان ما داشته و حتی می توان تاثیرات آن را به صورت ژنی در نسل های بعد نیز مورد مطالعه قرار داد.وی هر نمایش را دارای یک بستر زمانی و مکانی مشخص دانست که می تواند از دل تاریخ تا لحظه اکنون را دربربگیرد و افزود: بازتولید یک دوره تاریخی که بخشی از شرایطی است که در آن زندگی کرده ایم و یا پدران و مادرانمان در آن زیسته اند یک ضرورت است. در نمایشی که روی صحنه دارم نسل جوانی حضور دارند که در سالهای جنگ متولد شده اند یا پس از آن و درباره آن ایام هیچ اطلاعاتی ندارند. و اعتقاد دارم که از طریق تئاتر که رسانه آزادتری است می توان بخشی از حقیقت آن زمان را به نسل جوان نشان داد.وی تاکید کرد: اگر در بازآفرینی وقایع جنگ به شعور و زیبایی شناسی اثر احترام بگذارید مخاطب خود را نیز خواهید داشت. این یک واقعیت است که این وقایع به شکل ملال آوری از رسانه های دولتی تکرار می شوند و تئاتر به خوبی می تواند این خلاء را پر کند.یعقوبی با اشاره به اجرای مجدد نمایشنامه "زمستان ۶۶" و توجه به گذشت زمان توضیح داد: کار من در بازآفرینی آن نمایشنامه سخت بود چون هم تماشاگری داشتم که کار قبلی را دیده بود ، آن دوره را تجربه کرده بود و هم تماشاگری که هیچ کدام را ندیده بود و من باید فاکتور هایی می آوردم که هر دو را راضی نگه دارم . حال اگر نویسنده این متن نبودم باید چکار می کردم؟ نویسنده باید مثل موجود انسانی متن اش را تغییر دهد .وی اولین عنصر نیازمند تغییر در بازآفرینی یک واقعه تاریخی را لحن آن معرفی کرده و تاکید کرد که باید لحن کلام و اجرا برای زمان حال زنده شود.این کارگردان تئاتر در پایان یکی از نشانه های ارزیابی یک نمایش خوب و بد را غرلند هایی که درباره آن شنیده می شود دانست و افزود: اگر شخصیت ، قصه و موقعیت را خوب پرورش داده باشیم موفق خواهیم بود . اگر غرولند می کنیم یعنی از اثر راضی نیستیم. هرگاه این رضایت وجود داشته باشد خودش یک ضرورت می شود. تئاتر گفت و گوی خاموش تماشاگر با صحنه است و هیچ هنری این ویژگی را ندارد.